مساله توقیف ـ اولین نشست دفتر مطالعات رسانه ها برگزار شد

Date چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۲

اولین نشست تخصصی دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها یکشنبه ۲۵ اسفندماه با حضور دکتر نمک دوست، دکتر مسعودی، دکتر خانیکی، دکتر فرقانی و همچنین الیاس حضرتی، امیر محبیان، و سید محمود دعایی برگزار شد.
موضوع بکر و جسورانه
موضوع اصلی این نشست تعطیلی رسانه ها بود، چیزی که تاکنون کسی در قالب نشست تخصصی به آن ورود نکرده بود. موضوعی که دکتر نمکدوست به آن اشاره کرد و گفت «برای نخستین‌بار است که موضوع توقیف رسانه‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد‌، چون هیچ‌گاه چنین جرأتی وجود نداشته است» و از این بابت تشکر کرد. او کلیدواژه توسعه‌نیافتگی ساختار رسانه‌ای را واژه «توقیف» معرفی کرد.
رویه غیر سیاسی
گذشته از موضوع جسورانه، در این نشست آقایان حضرتی و محبیان هر دو دعوت شده بودند و این نشان می دهد که موضع و رویه مدیریت جدید این است که فارغ از نگاه سیاسی و جناحی عمل می کند.
توقع پوشش رسانه ای بیشتر
در این نشست مسائل مهم و جدی مطرح شد که شاید پیشتر نیز بارها مطرح شده بود و برای اهل فن خیلی تازگی نداشت اما طرح و برجسته سازی آنها ضرورت دارد. آقای انتظامی، معاون امور مطبوعاتی ابراز امیدواری کردند که «این مباحث به یک مطالبه عمومی تبدیل شود.» که حرف دل بسیاری از اهالی مطبوعات است اما راه تبدیل شدن این مباحث به یک مطالبه عمومی پوشش آنها در رسانه هاست. دفتر مطالعات در سال جدید به صورت مرتب از اینگونه نشست ها برگزار خواهد کرد که به تعبیر درست آقای انتظامی یکی از جلوه های کرسی‌های آزاداندیشی است، اما توقع این است که رسانه ها بهتر و بیشتر این نشست ها را که در واقع مسائل خودشان است پوشش دهند. دفتر مطالعات پلی بین محققان و روزنامه نگاران و محلی برای بررسی مسائل روزنامه نگاری و به نوعی خانه علمی روزنامه نگاران باید بشود، اما رسانه ها اگر نتوانند مسائل حرفه خودشان را پوشش دهند …
اهم مطالب
مهمترین قصد و هدف دفتر در برگزاری این نشست را می توان در یک جمله دکتر سلطانی فر گفت«به جای توقیف، فضا برای جبران اشتباه فراهم شود» و شرکت کنندگان به تعابیر مختلف به همین موضوع پرداختند. آقای حضرتی گفت حتی شلاق بزنید در میدان انقلاب اما تعطیل نکنید.
وضعیت اندوهبار مطبوعات
بخش اعظم سخنان انتقاد از وضعیت رسانه ها بود. دکتر فرقانی گفتند: «روزنامه نگاری ما علیرغم ۱۷۷ قدمت، هنوز حرفه ای نشده است و لذا ساختارها و نهادهای لازم برای فعالیت حرفه ای در آن شکل نگرفته است. به عبارت دیگر می‌توان گفت روزنامه نگاری ما به حال خود رها شد استوقتی صحبت از روزنامه نگاری و مطبوعات و ساختار حرفه ای برای مطبوعات مطرح می‌شود، باید به ارکان آن هم توجه داشته باشیم چرا که بدون وجود آنها و حتی اصلاح برخی از آنها، ژورنالیست حرفه ای شکل نخواهد گرفت. این ارکان عبارتند از آموزش تخصصی، تشکل‌های صنفی و حرفه ای، استقلال حرفه ای و امنیت شغلی روزنامه نگار، استقلال اقتصادی رسانه‌ها، نظام پرداخت حقوق و دستمزد مشخص، حاکمیت قانون و وجود قانون شفاف و نیز وجود شورای عالی رسانه‌ها برای نظارت بر اجرای اخلاق حرفه ای و همچنین وجود یک میثاق نامه اخلاق حرفه ای روزنامه ای»
سیاست زدگی و آوانتاریسم

آقای محبیان گفت: «در ایران ما رسانه‌ها را یک نهاد سیاسی می‌دانیم و هر حرکتی در آن رسانه را با دقت می‌خوانیم و اگر تخلفی به نظرمان برسد با آن برخورد می‌کنیم.» که البته دکتر رضائیان هم در این زمینه گفت: «اگر تکلیف لایحه احزاب روشن باشد، روزنامه‌ها هم نقش احزاب را بازی نمی‌کنند.» همچنین آقای محبیان از نوعی آوانتوریسم رسانه‌ای انتقاد کرد و گفت:« کار رسانه‌ها ماجراجویی است و به دلیل اینکه برخورد سهلی با این اتفاقات صورت گرفته است، این آوانتوریسم رشد پیدا کرده است.» دکتر نمک دوست ضمن تشکر از نکات مهمی که آقای محبیان مطرح کرد گفت: « ساختار رسانه‌ای در جامعه ایران اساسا حکومتی است؛ خبرگزاری‌های اصلی، روزنامه‌های اصلی همه در اختیار حکومت است حتی مصرف کننده اصلی رسانه‌ها، سازمان‌های حکومتی هستند. آوانتوریسم یا همان ماجراجویی بیماری دوران کودکی است. پس سوال این است که مسئولیت طفولیت رسانه‌ها در جامعه ما بر عهده کیست؟ اگر بخش اعظم ساختار رسانه ای ما حکومتی است، چرا حکومت به این مساله پاسخگو نیست؟ مسئول توسعه نیافتن رسانه در ایران کیست؟ اگر دست بالای مطبوعات در اختیار حکومت باشد پس مقصر حکومت است؟»
دکتر مسعودی هم فقدان تعریف مشخص از حرفه خبرنگاری را مطرح کرد و گفت:«تا زمانیکه نتوانیم نظام صنفی و شورای عالی مطبوعات را شکل دهیم، مشکلاتمان لاینحل باقی می‌ماند.» آقای نوروزی نیز به ابعاد حقوقی پرداختند و نیز جناب قاسمی نکات جالبی را از تاریخ توقیف در مطبوعات مطرح کردند که احتمالاً می توانید در لینک های زیر ببینید:
خبرگزاری مهر
ایرنا ـ دکتر رضاییان
ایرنا ـ دکتر نمک دوست
روزنامه اطلاعات

بر عشق آفرین هزار آفرین ـ مراسم تجلیل از دکتر فرهنگی

Date چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲


مراسم تجلیل از دکتر فرهنگی روز دوشنبه در کتابخانه ملی ایران باشکوه برگزار شد. این مراسم پرشور، دلنشین و بسیار سرور انگیز بود و حظ دمادم بردم. پیش از هر چیز، تجلیلی مردمی و باشکوه از کسی که افتخارش این است که با وجود امکان ورود به عرصه قدرت و منصب، هیچ سمت سیاسی و حکومتی نجسته است و جز معلمی کسوتی نخواسته است، لذت بخش بود.
دکتر ساروخانی، کسی که دکتر فرهنگی از او به عنوان دوستی نزدیک و دیرین یاد کرده است، اولین سخنران بود و او سخنش را با بیتی آغاز کرد که شیرینی اش تا امروز هم با من همراه است: به نام خداوند خرد آفرین/ بر خرد آفرین هزار آفرین
دکتر ساروخانی برای دوست قدیمی اش که دیرینه دوستی شان به سال ۴۷ می رسد، سنگ تمام گذاشت و گفت دکتر فرهنگی تمثیل یک معلم است. دکتر ساروخانی که خود از «نره پیلان جهان» دانشگاهی ایران است از نظم دوستش گفت تا ما درس بگیریم. یکی از نکات یادکردنی در فرمایش ایشان این بود که کار اساتید نباید این باشد که به دانشجویان آموزش بدهند مثل اینکه جعبه ای را پر می کنیم. بلکه باید انگیزه دانش جویی ایجاد کنند. دکتر سلطانی فر از ایشان به عنوان مصداق «نستوه» یاد کردند و از خستگی ناپذیری ایشان گفتند. چیزی که به گمانم در مورد خود دکتر سلطانی فر هم صدق می کند.
جناب آقای محمود دعایی هم از بزرگان حاضر بودند که فروتنی و منش ایشان ستودنی بود. وقتی به جایگاه دعوت شدند برای رو نمایی از تمبر یادبود، ایشان اول به کنار صندلی خانم دکتر فرهنگی رفتند و به اصرار خواستند که پشت سر خانم دکتر به جایگاه بروند. از ادب ایشان حظ کردم.
رسمیت مراسم بعد از پرده برداری از تمبر یادبود عملاً به پایان رسید و ایشان در میان حلقه عشق و شور دوستان و دانشجویان قرار گرفت که مثل پروانه احاطه اش کرده بودند. همانجا بودم که پس از چند سال استاد عزیزم جناب دکتر روشندل را ناگهان در برابرم یافتم. جا خوردم و حظ دیدار ایشان، قصد عکس گرفتن با دکتر را از خاطرم برد. به بهانه تجلیل از پدر، سعادت دیدار دوستان و اساتید عزیزی حاصل آمد دکتر مسعودی، دکتر نمک دوست، دکتر نعمتی، دکتر حسینی دانا، دکتر ابطحی و … و دکتر میرسپاسی که از پیران و یلان مدیریت کشور هستند و دکتر شکرخواه که کنار دکتر فرهنگی نشسته بودند و وقتی این عزیز را در کنار دکتر فرهنگی می دیدم، مدام تصویر دکتر معتمدنژاد برایم زنده می شد. اگر ایشان در قید حیات بودند حتماً انجا بین دکتر فرهنگی و دکتر شکرخواه نشسته بودند. وقتی به این فکر می کردم که آیا چنین تجلیلی از آن پدر انجام شد و فرش قرمزی با حضور معاون رییس جمهور برای ایشان هم پهن شد یا نه، دلم گرفت. اینجاست که باید به همت و معرفت جناب کاظمی دینان درود گفت. این مراسم پرشور و مردمی نتیجه کار یک ستاد مردمی بود که جناب کاظمی دینان ایجاد و مدیریت کرده بودند. کاری ستایش برانگیز و کارستان که جز به عشق میسر نبود و اصلاً جز عاشقی نمی تواند ادمی را همه عمر پای معلمی بنشاند و هرگز به سمت کرسی های قدرت نرود. اینجاست  که به تعبیر حضرت مولانا (اگر اشتباه نکرده باشم) عقلها را هم با نور عشق افروختند پس به عشق آفرین هزار آفرین هزار آفرین هزار آفرین

وبلاگ دکتر سلطانی فر
لوح تقدیر از سوی موسسه همشهری
پیشنهاد تاسیس جایزه دکتر فرهنگی
گزارش بولتن نیوز

به این رای ها افتخار می کنم ـ در ستایش دکتر معتمدنژاد

Date یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۲


«پدر» یکی از محترم ترین و ستایش برانگیزترین واژه‌ها در ذهن و ضمیر هر انسانی است و آنکه معلم می‌زید یکی از شایسته‌ترین و شریف‌ترین زیستن‌ها را برگزیده است. دکتر کاظم معتمدنژاد «پدر معلم ها» بود و از این رو چنان آبرومند زیست و از سوی جامعه ارتباطی ها و رسانه ای ها چنین قدر دید. براستی او شایسته بهترین توصیف هاست، چون به آئین معلمی وفادار ماند و شان معلمی را به چیزی نیالود؛ نه ژست های روشنفکری و نه سهمی در قدرت. پدر معلم ها آزاده زیست.
معتقدم همه اعمال ما نوعی رای دادن است. هر چه می‌کنیم، در واقع داریم به چیزی رای می دهیم و ایمان دارم که هر انسان باید پاسخگوی رای‌هایی که در دنیا داده است باشد. در مراسم تشییع و ترحیم پدر معلم ها شرکت کردم چون حضور در مراسم او یعنی رای دادن به آبرومندی، معلمی، فروتنی و علم‌دوستی. به این رای‌ها افتخار می‌کنم.

بزرگداشت فرزانه فروتن

رسانه های جدید و عصر تازه خبر

Date چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۲

بسیاری از مردم اول بار خبر تماس تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا را از سایت های خبری و شبکه های اجتماعی دیدند. به نظر می رسد دامنه نفوذ و تاثیر این رسانه های جدید و اجتماعی بیشتر از آن است که در اتاق های خبر رسانه های جریان اصلی تصور می شود. در  این خصوص یادداشتی نوشتم برای سایت عصر ایران تحت عنوان «رسانه های جدید و عصر تازه خبر»:
خبر مهم روزهای اخیر، گفتگوی تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا بود که مورد توجه جدی مردم کشورمان قرار گرفت. این رویداد از بعد رسانه‌ای هم جالب توجه بود. چراکه قبل از روزنامه‌های سراسری و رادیو و تلویزیون که به اصطلاح آنها را رسانه‌های جریان اصلی می‌نامند، میزان قابل توجهی از مخاطب از طریق سایت های خبری و شبکه‌های اجتماعی از جزئیات این خبر مطلع شدند.
واقعیت این است که حالا در کشور ما نیز همچون بسیاری کشورهای دنیا، اینترنت را به عنوان یک منبع خبری اصلی باید شناخت. چراکه بسیاری از رویدادها پیش از انعکاس در شبکه‌های بزرگ تلویزیونی و یا روزنامه‌ها در وب‌سایت‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند. برای بخش قابل توجهی از مخاطب جوان و طبقه متوسط و گروه‌های اجتماعی پیشرو اینترنت به گزینه ترجیحی برای پیگیری اخبار تبدیل شده است و آنها به دلایل جذابیت‌های مختلف که مهمترینش شاید سرعت انتشار خبرها باشد هر روز خبرها را ابتدا از وب‌سایت‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی پیگیری می‌کنند. از دلایل دیگر این تغیر تدریجی فرهنگ مصرف خبری می‌توان به دسترسی آسان و امکان دسترسی سریع به دیدگاه‌های مختلف سیاسی ـ اجتماعی دانست.
ادامه مطلب در عصر ایران

روز وبلاگ مبارک

Date یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۲

سلامت باشد دکتر گیویان هر جا هست. او بود که اول بار مرا تشویق که تکلیف به وبلاگ نویسی کرد، و من نوشتم و نوشتن عادتم شد. البته با نوشتن بیگانه نبودم. از همان سالهای نخست دانشجویی داستان می نوشتم و اولین داستانم در مجله اطلاعات هفتگی به صورت پاورقی چاپ شد و بعد داستان های کوتاهم و یادداشت هایم در هفته نامه امیدجوان و … اما وبلاگ حس و روح دیگری دارد. ردپای درون در اوست گاهی. لزومی ندارد فکر کنی آقای سردبیر خوشش می آید یا نه. می دانی که هرکسی می تواند از کوچک و بزرگ خواننده آن باشد. خوانندگان محصور در جغرافیا و مخاطب خاص فلان نشریه نیستند. همان سالهای نخست یادداشتی زیبا از جناب ناصر بزرگمهر دریافت کردم که با بزرگی از کوتاه نوشته هایم تمجید کرده بودند، آن حس شیرین هنوز یادم هست.
حالا اما نوشتن سخت شده است. یادم هست اوایل به تهران آمدنم، وقتی برای نشریه دانشجویی می نوشتم خیلی راحت و رها حرف می زدم. آزاد بودم از دو عالم، اتاقی در خوابگاه و ژتونی که همیشه بود. حالا مصلحت اندیشی است یا منفعت طلبی، کار حرص است یا حکم عقل، نوشتن برایم دشوار شده است. اما همه اش هم اینها نیست کارهای زیادی که  ارجاع می شود یا برای خود می سازم هم نوشتن را متاسفانه از اولویت انداخته است. حالا که این سطور می نویسم باز با خودم می گویم بهانه است. هرچه هست وبلاگ نویسی هنوز برایم شیرین است. روز وبلاگ مبارک.