پروفسور رابرت پیکارد

Date چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹

دکتر رابرت پیکارد که کتاب اقتصاد رسانه اش آشناست برای جامعه رسانه ای ما، از آن دست اساتیدی است که دم دستی هایش دست اول و درس آموز است و در دسترس در وبلاگی پر پر و پیمان. او متخصص اقتصاد رسانه است و در وبلاگش به مباحث اقتصاد رسانه های آن لاین، رویارویی های رقابتی پلاتفورم های تازه تلویزیون کابلی و ماهواره ای و طبیعت بازارهای چند بعدی رسانه ای و مسائل مختلف مربوط به آن مثل بحث قیمت گذاری محصول رسانه ای و غیرو می پردازد.

وی استاد دانشگاه یانکوپینگ سوئد است. سردبیر ژورنال مطاالعات کسب و کار رسانه ها است و تاکنون ۲۴ کتاب تالیف کرده است. همچنین مشاور و تحلیلگر مدیریت رسانه و مسائل مربوط به اقتصاد و کسب و کار در صنعت رسانه در  جاهای مختلف از جمله اتحادیه اروپاست.

اگرچه دکتر پیکارد موضوع وبلاگ خود را همه مباحث اقتصادی و تجاری که بر صنعت رسانه تاثیر می گذارند، معرفی کرده است اما همه پست ها الزاماً مربوط به اقتصاد و کسب و کار هم نیست و مطالب زیادی در مورد کار و طبیعت رسانه ها هم هست که برای عموم علاقه مندان ارتباطات و روزنامه نگاری هم مفید است. هر پست وبلاگش پر محتوا و حداقل برای من مثل یک درس است.

پرباری و پرکاری این اساتید نشان می دهد که در آنجا چقدر چرخ جامعه با پژوهش می چرخد و دانستن چقدر خریدار دارد.

سایت رسمی دکتر رابرت پیکارد

دانشگاه یانکوپینگ

فناوری نو و کانال تازه توزیع

Date یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۹

شبکه تلویزیونی سی ان ان از این پس تمام برنامه های خود را به صورت رایگان از طریق آی فن در اختیار مخاطبان خود در سراسر جهان قرار می دهد.

در صفحه اول این سامانه جدید عناوین اصلی خبرها قرار دارد که برای ادامه عناوین این صفحه تنها کافی است با تماس دست، صفحه را به طرف بالا یا پایین حرکت داد.

اخبار این صفحه بر اساس منطقه و موضوع تقسیم بندی شده اند که با حرکت به سمت راست یا چپ می توان به عناوین مورد نظر دست یافت.

برای مطالعه بیشتر درباره یک مطلب، لازم به خروج از صفحه عنوان مربوطه نیست زیرا با حرکت به چپ و راست می توان اخبار مربوطه را مطالعه کرد.

این سایت به گونه ای طراحی شده است که مقالات جالب مورد نظر را می توان از طریق پست الکترونیک یا دیگر سایتهای اجتماعی برای دیگران ارسال کرد.

مخاطبان همچنین می توانند مطالب مورد علاقه خود را از طریق سایت دنبال یا اینکه آن را برای خود ذخیره کنند.

به علاوه کاربران می توانند صفحات مورد علاقه خود را که در آن اخبار ویژه منطقه مورد نظر مطرح شده است، تشکیل دهند.

در این سایت افراد می توانند همچنین به تمام تصاویری که برای سی ان ان ارسال می شوند دسترسی داشته باشند.

در بخش آی ریپورت نیز آخرین فیلم هایی که بر روی سایت قرار می گیرند قابل استفاده هستند .

همچنین امکان ارسال تصاویر مورد نظر به این شبکه از طریق تلفن همراه وجود دارد.

این سامانه همچنین می تواند اخبار فوری را بدون اینکه بخش مربوطه به این اخبار فعال شوند بر روی صفحه ظاهر کند.

بومی سازی مفاهیم در روزنامه نگاری!

Date چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۹

بعد از ماجرای برنج های هندی که آخرش نفهمیدیم آلوده است یا نیست و شاید هنوز هم حرف های ضد و نقیض ادامه داشته باشد. نوبت به آب تهران رسید. آب تهران آلوده است یا نه ؟

استاندار تهران می گوید فقط بعضی چاه های جنوب تهران آلوده اند و این هیچ ربطی به شبکه آب تهران ندارد.

مدیر کل کنترل کیفیت آب استان تهران می گوید که آب های حاصل از چاه های جنوب تهران، نیترات دارد اما حتی یک قطره آن را به آب آشامیدنی نیفزوده ایم. اگر هم در جایی اضافه شده باشد اول رقیق شده است.

وزیر نیرو می گوید بله معمولاً آب چاه های تهران را به شبکه آب تهران اضافه می کنیم اما درصد نیترات آن کمتر از آن است که مضر باشد.

وزیر بهداشت می گوید بله در بعضی نقاط کمتر از آن است که مضر باشد اما در بعضی جاها نیز آزمایش نشان داده که میزان نیترات بالاتر است و برای سلامتی خطرناک است.

 

می دانیم که رسالت خبرنگار یا روزنامه نگار پیگیری موضوع است و برای این پیگیری روش ها و اصولی توصیه شده است. اما اینها متعلق به شرایط کشور ما نیست. اگر بخواهیم معنای واقعی “پیگیری” را در شرایط امروز کشور خودمان بشناسیم باید با دقت و واقع بینی در مورد سوالات زیر فکر کنیم و برای آنها پاسخ هایی متفاوت و متناسب با شرایط حاکم بر کشورمان پیدا کنیم:

 

مقام مسؤل یعنی چه؟

وجدان یعنی چه؟

افکار عمومی یعنی چه؟

راستگویی یعنی چه؟

دروغگویی چرا بد است؟

به آرامی آغاز به مردن می کنی

Date سه شنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۹

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی

 به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می کنند
دوری کنی

 تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی

امروز زندگی را آغاز کن
امروز مخاطره کن
امروز کاری کن
نگذار که به آرامی بمیری

شادی را فراموش نکن

  

 

پابلو نرودا
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
ترجمه: احمد شاملو

 

از هنرهای امروز ما ایرانیان غنی!

Date جمعه ۲۵ تیر ۱۳۸۹

در پست قبلی از میزگردی نوشته بودم که در آن سردبیران چند سایت خبری شرکت کرده بودند و گفته بودم که اولین پاراگراف سخن سردبیر رجانیوز مرا از ادامه خواندن مطلب منصرف کرد چراکه وی کار رسانه را با رسالت انبیا مقایسه کرده بود.

تعجب ندارد اگر به برخی برخورده باشد اما برخوردشان بسی جای تعجب دارد.

 

«البته احتمالا لازم نیست توضیح بدم که این علامت تعحب را جلوی خیلی از رسانه ها میتوان گذاشت حتی بی بی سی فارسی!!!
حال سوال من از شما این است که چرا این علامت سوال را جلوی بقیه نگذاشتید؟؟
این که دیگر یک بحث علمی نیست یک بحث کاملا سیاسی است
راستی میدونستی الکسا میگه رجانیوز سومین سایت خبری پربیننده فارسی است؟ میتونی علامت !!!! را جلوی خواننده هاش هم بذاری یا بگی الکسا هم تقلب کرده!!!»

 

مگر علامت تعجب را جلوی اسم رجانیوز گذاشتم که می گویید جلوی خیلی از رسانه ها می توان گذاشت. من علامت تعجب را جلوی سخن سردبیر گذاشته بودم. این چه ربطی به رجانیوز به عنوان یک سایت خبری دارد!!!!!!
فقط نظر سردبیر در مورد مقایسه کار رسانه ها با کار انبیا را جای تعجب و سوال دیدم!! این هیچ ربطی به محتوا و مواضع رجانیوز ندارد. رجانیوز هر موضع سیاسی دارد، سومین سایت پربیننده است یا نیست، کار ندارم، اما از نظر رسانه ای، سردبیر سایت رجانیوز حرف بسیار بی ربط و غلطی زد. همین.

اما آنچه سبب نگارش این پست شد نه آن درد که دریغ از اخلاق پاسخگویی ماست. آن پنج خط جواب، نه ربطی به حرف من داشت و نه جمله ای در دفاع از آن مدعای مورد مناقشه. به جای دفاع از موضع مطبوعش، فقط حمله کرده است.
این اخلاق پاسخگویی و نقد، برای جامعه امروز ایرانی که متاسفانه هنوز هم در خمار فرهنگ غنی!!!!! اخلاقی صد افسوس آشناست که همه جا یافت می شود و کارها پیش می برد!!!!

راستی کی می شود که در باب این «هنر نزد ایرانیان» کمی فکر کنیم، کمتر ببالیم!!!