اولویت ما ایران است

Date جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۶

این روزها ولوله ای در جان ها افتاده و عشق به ایران ما را در برگرفته و شور شیرینی شهرها را فراگرفته. زلزله اگر برای گروهی خسارت خیز است برای انبوهی سینه سوز است. با زلزله «ما» زنده می شود. و اشک های روان شده و روان های بیدار شده از «ما» می گویند. ما توصیف می شود. ما قضاوت می شود. و چه بسیار ما ملامت می شود …
ای کاش انبوه درهم راست ها و دروغ ها در فضای به غایت حقیقی اینترنت، روان های لرزیده ما را به قضاوت های شتابزده از ما نبرد. ما را ناامید نکند. یادمان باشد زلزله پاره ای از سرزمین را می لرزاند تا همه سرزمین را بیدار کند. بیدار به وجدان های روشن، بیدار به یکدلی، بیدار به حقیقتی به نام ما … بیدار به ایران.
اینکه چرا مردم ترجیح می دهند به حساب های اشخاص کمک کنند و نه حساب های دولتی. اینکه چرا بسیاری از مردم ترجیح می دهند به جاده بزنند تا با دست خودشان به زلزله زده ها کمک کنند، یک دلیل واضح و روشن دارد: این کمکها برای «ما» است چون اولویت ما «ایران» است.

«آقای رییس جمهور ما متهم می کنیم»

Date شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۶

امسال دومین بار است که شهر من یزد بر سر زبانهاست. اینبار به خاطر مساله «سپنتا نیکنام»، عضو زردشتی شورای شهر که حالا به حکم قانونی که به فقهای شورای نگهبان مجوز می دهد در هر قانونی که خلاف شرع تشخیص می دهند، «ورود کنند» به مرخصی اجباری رفته و شاید از شورا اخراج شود.
پیشتر یزد به خاطر ثبت جهانی در یونسکو به عنوان شهر خشتی تاریخی بر سر زبان ها افتاده بود. شهر بادگیرها و قنات ها، شهر سازش با کم آبی و سوز آفتاب؛ شهر شب های پرستاره و افق های بلند، شهر آشتی و آرامش؛ شهری که میوه تمدن کویر است که اساس و عصاره آن مدارا و مروت است. مدارا و مروت جان آسمان پرستاره و آن افق های بلند است. مدارا و مروت روح ایران است.
اینکه مردم نسبت به این مساله دغدغه دارند به خاطر ضدیت آن با روح فرهنگ اصیل و ریشه دار ایرانی «مدارا و مروت» است. مردم و نه تنها مردم یزد، بلکه عموم مردم به معنای کامل کلمه نسبت به این «مساله» متوجهند و شاید بیش از همه مردمی که ایمان دارند «رای مردم حق الناس» است.
امروز وظیفه روزنامه نگاران، اساتید، هنرمندان و در یک کلمه همه روشنفکران است که پاسدار ریشه و روح ایرانی یعنی مدارا و مروت باشند.
روزگاری در فرانسه افسری به نام دریفوس که بیگناهیش بعدها اثبات شد، در مظان اتهام بود. امیل زولا رمان نویس بزرگ و مشهور آن زمان با نوشتن یادداشت «آقای رییس جمهور من متهم می کنم» همه توجه ها را به این پرونده جلب کرد. امروز اگر به دلایلی شاعر دوران و نویسندگان عصر وجود ندارند اما به مدد شبکه ها، مردم کاربران کار بلدند. پس اینبار «آقای رییس جمهور ما متهم می کنیم»

مساله دریفوس

ثبت جهانی یزد

مصاحبه با شفقنا رسانه در مورد پخش نکردن سخنرانی ترامپ

Date یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶

شفقنا رسانه- سمیرا بختیار: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا جمعه شب علیه برجام سخنرانی کرد، و پس از آن حسن روحانی به اظهارات او پاسخ داد. شبکه خبر که پیش از این سخنرانی ترامپ در سازمان ملل را در پخش زنده اشتباه ترجمه کرد، این بار پخش زنده نداشت و این سیاست خبری صداوسیما مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفت. امید جهانشاهی، مدرس مدیریت رسانه این اقدام صداوسیما را درست نمی‌داند و معتقد است: با وجود شبکه‌های مجازی، فرهنگ و آئین مصرف خبری تغییر کرده است؛ برای همین باید به مخاطب اعتماد کرد. مشکل اصلی صداوسیما این است که برخی مدیران ارشد هنوز تحولات فضای رسانه‌ای را درک نکرده‌اند.

تغییر مصرف خبری به نفع رسانه‌های جدید است

این مدرس مدیریت رسانه درباره‌ی پخش نکردن سخنرانی زنده ترامپ در شبکه خبر به شفقنا رسانه می‌گوید: به نظرم کار بسیار اشتباهی بود چراکه اکوسیستم صنعت رسانه در دنیا در حال تغییر کردن است. زمانی سردبیران رسانه‌های جریان اصلی می‌توانستند درباره پخش خبرها تصمیم‌گیری کنند و درباره این نظر دهند که مردم از چه رویدادی مطلع بشوند یا نشوند. اما امروزه رسانه‌های جدید و اجتماعی اکوسیستم صنعت رسانه را تغییر دادند و یکه‌تازی تلویزیون و روزنامه به پایان رسیده است. تحقیقات نشان داده مخاطب خبر تلویزیونی با شیب ملایمی در حال کاهش است و آنچه در صنعت رسانه شاهد هستیم، تغییر مصرف خبری به نفع رسانه‌های جدید و مبتنی بر اینترنت است.

پخش نکردن سخنرانی ترامپ نادرست بود

او با تأکید بر اصولی که صداوسیما باید رعایت می‌کرد، توضیح می‌دهد: ما در کشور خود می‌بینیم تلگرام و شبکه‌های اجتماعی چگونه توانستند فرهنگ و آئین مصرف خبری را تغییر دهند. از این منظر پخش نکردن سخنرانی ترامپ از تلویزیون کاری کاملاً نادرست بود. سیاست درست این بود که صداوسیما سخنرانی ترامپ را به‌طور کامل و با ترجمه درست پخش می‌کرد. در اینجا باید به این مسئله هم اشاره‌کنم که ترجمه غلط در سخنرانی قبلی ترامپ یک اشتباه بسیار فاحش و بزرگ بود که به اعتبار شبکه خبر و صداوسیما آسیب وارد کرد.

جهانشاهی ادامه می‌دهد: همچنین باید قبل و بعد از سخنان ترامپ، صداوسیما از کارشناسان خبره استفاده می‌کرد تا مردم از سیاست‌های آمریکا بر ضد گفتمان جمهوری اسلامی مطلع شوند. همچنین می‌توانست گلچینی از واکنش‌های مردم در شبکه‌های اجتماعی را پخش می‌کردند که علیه سخنان ترامپ مطرح ‌شده بود و به نظرم بسیار جذاب‌تر از سخنان استدلالی کارشناسان است چون نظر کارشناسان معمولاً بر اساس منطق و سیاست است اما جملات مردم در شبکه‌های اجتماعی عاطفی‌تر و جذاب‌تر است.

سخنرانی رئیس‌جمهور بلافاصله بعد از ترامپ، بسیار هوشمندانه‌ بود

او با ابراز این عقیده که راه مقابله با آمریکا پخش نکردن سخنان ترامپ نیست، بیان می‌کند: صداوسیما می‌تواند در زمان پخش سخنرانی از زیرنویس‌هایی استفاده کند که نشان بدهد صحبت‌های ترامپ کاملاً در جهت ضد گفتمان جمهوری اسلامی است. البته سخنرانی رئیس‌جمهور بلافاصله بعد از صحبت‌های ترامپ، بسیار اقدام هوشمندانه‌ای بود که از سوی تیم دولت انجام گرفت و خوب هم توانست پاسخگو باشد. ما باید یادمان باشد دشمنی آمریکا با گفتمان جمهوری اسلامی، مربوط به امروز و دوران ترامپ نیست و از آغاز انقلاب اسلامی وجود داشته و ادامه خواهد داشت. اگرچه صحبت‌های ترامپ بسیار صریح‌تر در بیان عداوت و دشمنی اما راه مقابله با او باید با در نظر گرفتن تحولات اکوسیستم صنعت رسانه باشد.

جهانشاهی افزود: ما باید با استفاده از ظرفیت‌های موجود به مقابله دست بزنیم. این ظرفیت بی‌شک در استفاده از رسانه‌های مبتنی بر اینترنت است و پخش نکردن سخنان ترامپ و بدتر از آن ترجمه غلط نتیجه خوبی برای ما نخواهد داشت.

مشکل صداوسیما حساسیت‌های فرهنگ عمومی نیست

برخی معتقدند توجه به حساسیت‌های مورد نظر برای مخاطب ایرانی می‌تواند دلیل پخش نکردن این سخنرانی باشد اما جهانشاهی پاسخ می‌دهد: برآیند کلی جامعه ما این است که مردم کاملاً نسبت به مسائل سیاسی آگاه هستند و قرار نیست در مواجهه با سخنان ترامپ رویکرد خاصی بگیرند. مردم کاملاً از دشمنی این کشور مطلع هستند و می‌دانند خیلی از اتهامات ترامپ درباره‌ی ایران نادرست است. برای همین باید به مخاطب اعتماد کرد. همچنین اگر به دبیران و خبرنگاران جوان صداوسیما اعتماد بشود، آن‌ها خیلی خوب می‌توانند از ابزارهای مختلف مثل زیرنویس و درست کردن کلیپ و میزگردهای کارشناسان برای مقابله با حرف‌های ترامپ استفاده کنند.

این مدرس مدیریت رسانه در پایان انتقاد می‌کند: مشکل صداوسیما حساسیت‌های فرهنگ عمومی نیست. برخی مدیران ارشد خبر هنوز تحولات فضای رسانه‌ای را درک نکردند. من معتقدم کارنامه آمریکا در حمایت از کشورهای دیکتاتوری به‌قدری عیان و روشن است که ما نباید واهمه داشته باشیم سخنان ترامپ مشکلی در کشور ایجاد کند.

لینک مصاحبه

توئیتر و تلویزیون: خبر تلویزیونی در عصر رسانه های اجتماعی

Date دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶

مقاله بنده در اخرین شماره فصلنامه «مطالعات ماهواره و رسانه های جدید». شماره ۱۰ و ۱۱ زمستان و بهار ۱۳۹۴/ فایل پی دی اف این شماره فصلنامه در سایت موجود است.

چکیده

گسترش استفاده از رسانه های اجتماعی و تاثیری که به تدریج بر عادات مصرف خبری می گذارند، چنان است که حضور شبکه های تلویزیونی در رسانه های اجتماعی را به یک ضرورت تبدیل ساخته است. تاکنون بسیاری از شبکه های تلویزیونی بزرگ جهان برای این حضور برنامه ریزی کرده اند و کامیابی های چشمگیری در ضریب نفوذ و گسترش سهم بازار رسانه ای خود حاصل کرده اند.
این مقاله توصیفی به جایگاه جدی توئیتر در صنعت خبر و اهمیت رو به رشد آن برای سازمان های خبری می پردازد. به عبارت دیگر این مقاله جنبه ای از اکوسیستم درحال ظهور صنعت خبر را توصیف می کند و می کوشد با اشاره به وضعیت فراگیری و همه جا حاضری خبر که نتیجه گسترش توئیتر است، نشان دهد که چرا برخی سازمان های خبری و شبکه های تلویزیونی پیشرو جهان توئیتر را به خدمت گرفته اند؛ و در این میان برخی تجربه ها و آرای مسئولان و سردبیران این شبکه های تلویزیونی را مرور می کند. به این امید که توصیف وضعیت در حال ظهور، مسئولان و مدیران سازمان های رسانه ای کشور بخصوص رسانه ملی را نسبت به برنامه‌ریزی دقیق برای جدی گرفتن حضور فعال در توئیتر ترغیب نماید.
کلمات کلیدی: توئیتر، تلویزیون، سازمان های خبری، رسانه های اجتماعی

رسانه انحصاری دیگر توهم است. مصاحبه با شفقنا

Date سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۶

امید جهانشاهی، دکترای مدیریت رسانه در گفت و گو با شفقنا رسانه:

آینده‌پژوه در سناریونویسی عوامل کلیدی و پیشران‌هایی را شناسایی و احصاء می‌کند که در شکل‌گیری احتمالات آینده مؤثرند.

این احتمالات پیش رو یا سناریوها به کار مدیران می‌آید تا براساس آن‌ها برنامه‌ریزی پیش‌دستانه داشته باشند تا بتوانند با توجه به تحولات آینده جایگاه موفقی داشته باشند.

همه‌ی سازمان‌های رسانه‌ای بزرگ جهان به شدت برای حضور در پلتفرم‌های مختلف جدید و اجتماعی سرمایه‌گذاری کرده‌اند. خیلی از سازمان‌ها از ۲۰۰۹ سردبیر رسانه‌های اجتماعی تعیین کرده‌اند. اما ما از این جهت بسیار عقب و بی‌برنامه هستیم.

ما باید درباره‌ی نگاه به صنعت رسانه و ژورنالیسم به یک تفاهم جمعی برسیم. این «ما» شامل محققان، اصحاب قدرت و روزنامه‌نگاران است.

همه ما باید درباره‌ی این که ژورنالیسم به طور کلی به چه کار می‌آید و برای چیست یا مؤسسه‌ی رسانه‌ای چگونه جایی است و چه می کند و چه جایگاهی در ساخت قدرت دارد، به یک تفاهم جمعی برسیم.

جامعه‌ی سالم نمی‌تواند بدون روزنامه‌نگاری وجود داشته باشد، روزنامه‌نگاری ستون فقرات یک جامعه سالم است.

برای این که رسانه‌ها کارکرد خودشان را داشته باشند، باید بقیه نهادها هم کارکرد خودشان را داشته باشند.

وجود احزاب بزرگ و ریشه‌دار در جامعه و وجود دانشگاه مستقل و نهادهای مدنی لازمه‌ی وجود روزنامه‌نگاری توانمند است.

وقتی یک صنف قدرتمند حرفه‌ای نیست خیلی از روزنامه‌نگاران می‌شوند پیاده نظام حزبی و جناح‌های سیاسی سود می‌برند.

تحول به این گونه است که در آینده رسانه‌ای که اجتماعی نباشد، رسانه نیست. همین امروز هم می‌توان گفت مؤسسه‌ی رسانه‌ای که در اینترنت حضور ندارد، نام مؤسسه‌ی رسانه‌ای روی آن نمی‌توان گذاشت.

منظور این نیست که مثلا در فلان تاریخ روزنامه و تلویزیون نابود شود و دیگر وجود ندارد. خیر. بلکه مسئله این است که جایگاه‌شان در سبد رسانه‌ای دنیا در حال کاهش است.

می‌گویند آینده‌ی اینترنت، تلویزیون است و این کنایه از آن است که در آینده، ویدئو در اینترنت قوی می‌شود. اقبالی که دارد از ویدیو آنلاین می‌شود فشاری جدی برای آینده برودکست است.

تردید نکنید ما در آینده شاهد یک فضای متکثر رسانه‌ای خواهیم بود. رسانه انحصاری بودن دیگر توهم است و این را همه به خوبی دریافته‌ایم.

برندهای رسانه‌ای سرمایه‌های کشورند. سرمایه‌ها و منابعی که قدرت نرم تولید می‌کنند. اعتماد ایجاد می‌کنند.

باید مکانیسم‌هایی برای مدیریت رسانه‌ها ایجاد کرد که مهمترین آنها نظارت خود انجمن صنفی و مقررات به‌روز و حمایت کننده از استقلال و نقد و پرسشگری و بازدارنده برای توهین و تندروی است.

مصاحبه با شفقنا

 

مجله اینترنتی شفقنا در مورد آینده رسانه

چند صفحه نمایشی شدن مصرف رسانه ای و استراتژی های پیش رو

Date سه شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶

مقاله بنده و دوست عزیزم آقای وحید آقامحسنی در فصلنامه مطالعات رسانه ای دوره ۱۱ شماره ۱ (پیاپی ۳۳، ۳۲) تابستان ۹۵ :

چکیده:

در این مقاله توصیفی، کوشیده ایم تحولات صنعت رسانه را از منظر تغییری که در مصرف رسانه ای و به خصوص مصرف تلویزیونی ایجاد شده است بررسی کنیم. از این رو، با مرور وضعیت فعلی و در حال ظهور صنعت رسانه و دامن گستری رو به تزاید ابزارهای جدید و رسانه های اجتماعی به تاثیر آن بر مصرف تلویزیون پرداخته ایم. این تاثیر که در شکل چند صفحه نمایشی شدن مصرف رسانه ای خود را نشان داده است در کشورهای توسعه یافته کاملاً مشهود است اما روندهای حاکم و جهانی به روشنی حاکی از آن است که این روندی در حال ظهور و برای کشورهای در حال توسعه نیز روندی پیش رو محسوب می شود که به تدریج و با بالا رفتن ضریب نفوذ اینترنت و گسترش ابزارهای جدید در میان مردم پر رنگتر می شود. از این رو در این مقاله توصیفی ضمن معرفی پدیده نوظهور «چند صفحه نمایشی شدن مصرف رسانه ای» به توصیف مفهوم اجتماعی شدن مصرف تلویزیون پرداخته ایم. در ادامه استراتژی های چند سازمان رسانه ای در مواجهه با این پدیده نوظهور بررسی می شود. به این امید که توصیف وضعیت در حال ظهور مصرف تلویزیونی به نوعی مخاطب پژوهی تازه در کشور کمک کند و مدیران رسانه ملی را نسبت به مواجهه با این پدیده در حال ظهور آگاه سازد. چراکه هدف از محیط پژوهی در صنعت رسانه کمک به تصمیم گیران امروز رسانه ملی است تا سازمان را برای روندهای پیش رو آماده سازند.
کلمات کلیدی: تلویزیون، چند صفحه نمایشی شدن، مصرف تلویزیونی، رسانه‌های اجتماعی، سازمان های رسانه‌ای

مشاهده مقاله

فصلنامه مطالعات رسانه ای

نگاهی به استراتژی های انتخاباتی – یادداشتی برای مدیریت ارتباطات

Date دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶

ماهنامه مدیریت ارتباطات شماره ۸۵ خرداد ۹۶

نگاهی به استراتژی های انتخاباتی

امید جهانشاهی

پژوهشگر ارتباطات و رسانه

با اینترنت گویی دنیا وارد مرحله دیگری شده است. به طوریکه می توان از تقسیم بندی جهان به قبل از اینترنت و بعد از اینترنت سخن گفت. همه عرصه ها و صنایع، همه حوزه ها و زمینه ها، پس از اینترنت وارد بافت و بستر جدیدی شده اند.

واقعیت این است که کمپین های انتخاباتی نیز وارد عصر تازه ای شده اند و به شدت متاثر از رسانه های جدید و اجتماعی هستند. انتخابات ریاست جمهوری اخیر امریکا به صراحت قدرت شبکه های اجتماعی را در مقابل رسانه های جریان اصلی اثبات کرد.

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری کشور ما نیز رسانه های جدید و بخصوص تلگرام به شدت تاثیرگذار بودند. در این زمینه هر دو کمپین به شدت فعال بودند. تلگرام آکنده بود از ویدیوها و عکس ها و جملات کوتاه در ستایش اردوگاه خودی و نقد و نکوهش طرف مقابل. انبوه درهمی از حقیقت و شایعه فضای تلگرام را پر کرده بود. هر دو کمپین برای تولید محتوای متناسب با تلگرام برنامه و سازماندهی داشتند و این نشان می دهد که هر دو طرف به اهمیت و ظرفیت تلگرام آگاهی داشتند. اما آن چیزی که باعث می شد برخی تولیدات تلگرامی کمپین آقای روحانی با اقبال بیشتری مواجه شود و ایشان در نظرسنجی ها جلوتر بیفتد، استراتژی های انتخاباتی و نیز رویکردهای گفتمانی ایشان بود.

استراتژی انتخاباتی آقایان قالیباف و رییسی بر مشکلات اقتصادی مردم محروم متمرکز بود. آنها وضعیت موجود اقتصادی را تیره نشان می دادند و کارامدی دولت در حل مشکلات را زیر سوال می بردند. همچنین آقای رییسی بر فسادهای موجود و لزوم مقابله با آنها تاکید می کرد. این استراتژی آنگونه که امید می رفت کامیاب نشد. این کاندیداها اگرچه بر مشکلات ملموس اقتصادی مردم انگشت تاکید گذاشته بودند و اقشار مختلفی از مردم در این زمینه با آنها همداستان بودند اما راهکار و برنامه مشخصی برای برون رفت از این وضعیت ارائه نمی کردند. اگرچه شعارهایی غلوآمیز در مورد افزایش یارانه ها و اشتغال ۵ میلیون نفر، ابتدا با اقبال عموم بویژه در مناطق محروم مواجه شد اما به تدریج با نقدهای مختلفی که در رسانه ها منتشر شد و بخصوص موضع گیری رییس مجلس در نقد افزایش یارانه ها بهطور محسوسی کاهش یافت.

تعداد نازنشر مطالب تلگرامی و باز توئیت ها و نیز روند نظرسنجی های انجام شده به روشنی نشان می دهد که کمپین آقایان قالیباف و رییسی نتوانستند با برجسته سازی نامناسب بودن وضعیت اقتصادی فعلی کشور اکثریت مردم را قانع کنند که دولت بی تدبیر است. یکی از دلایل آن این بود که اکثر مردم با وجود مشکلات اقتصادی در این دولت آنرا با قبل از آن مقایسه می کردند و دلیل دیگر این بود که شیوه برجسته کردن مشکلات اقتصادی امروز بسیار نامناسب بود. برای مثال در مناظره ها تعابیری مثل «ملت بدبخت» یا «آن بیچاره ای که…» استفاده شد. در واقع نحوه بیان نامناسب باعث شد این سیاست اثربخشی مورد نظر را نداشته باشد. همچنین استراتژی انتخاباتی آقایان قالیباف و رییسی تک بعدی بود و تنها ناظر بر اقتصاد بود. انها در زمینه سیاست خارجی و فرهنگ ورودی امیدبخش نداشتند و تنها بر وضعیت نامناسب اقتصادی و لزوم حل فقر و محرومیت متمرکز بودند. شعار مبارزه با مفاد اقتصادی آقای رییسی نیز چندان اقبال را در پی نداشت چون ایشان خود سالها در مصدر مبارزه با فساد و در قوه قضاییه بودند.

در مقابل استراتژی انتخاباتی آقای روحانی در وهله اول چیزی بود که آقای رییسی نام آنرا رقیب هراسی گذاشت. آقایان روحانی و جهانگیری وضعیت نامناسب دولت قبل را یاداور می شدند و دولت مطبوع آقای رییسی را ادامه دولت قبل معرفی می کردند. آنها توانستند اکثریت را با خود همداستان کند. یکی از دلایل این باورپذیری وجود اعضای دولت نهم و دهم در ستاد آقای رییسی بود. علاوه بر اینکه آقای روحانی در رقیب هراسی کاملاً موفق به نظر می رسید، ایشان رویکرد رو به جلویی هم داشت و از آینده هم سخن می گفت در حالیکه رقبایش فقط بر محرومیت و فقرزدایی متمرکز بودند. آقای روحانی تک بعدی هم نبود بلکه از برگ برنده خود در سیاست خارجی دفاع می کرد و در فرهنگ و هنر ورود می کرد و از گشایشها می گفت.
فرهنگ و هنر که یکی از حوزه های جدی تقابل دو اردوگاه بود، چون به دلایلی روشن، یکی از نقاط ضعف جدی آقای رییسی به شمار می رفت. ضمن اینکه راهکار ایجاد جذابیت در این زمینه که همان نشست با آقای تتلو بود (به مثابه نمادی از به اصطلاح موسیقی عامه پسند و البته دارنده پرطرفدارترین صفحه اینستاگرام فارسی) نه تنها کمکی نکرد بلکه کاملاً نتیجه عکس داد، چون اردوگاه مقابل با واسازی گفتمانی معنای دیگری از این نشست ارائه کرد. آنچه اردوگاه آقای رییسی از تتلو امیدبسته بود با مقاومت نشانه شناختی مردم مواجه شد چون این دال عاریتی هیچ نسبتی با گفتمان اصولگرایی نداشت. توجه داشته باشیم که او حتی یک خواننده پاپ هم به شمار نمی رود بلکه خواننده ای ساختارشکن با اشعاری سخیف است که برای طیف خاصی بخصوص بخشی از نوجوانان جذاب است. با این حال به نظرم از هر دو سو در مورد نقش تتلو در آرای انتخابات بزرگنمایی می شود و البته هر سو نفع خود را از این بزرگنمایی جستجو می کند. اردوگاه آقای روحانی به این وسیله خیابان ها را برای تمسخر رقیب بسیج کرد و اردوگاه آقای رییسی به این وسیله سعی کرد بی برنامه بودن و اشتباهات خود را پشت تتلو پنهان کند. معتقدم فارغ از استراتژی های انتخاباتی اساساً اصولگرایی مشکل گفتمانی دارد و باید مختصات اصولگرایی در زمین و زمانه امروز مورد بحث بزرگان اصولگرایی قرار گیرد.

درباره شبکه های اجتماعی–نشست تخصصی در دانشکده خبرگزاری فارس

Date جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۶

گزارش بیست و سومین نشست تخصصی دانشکده خبرگزاری فارس که با موضوع نقش شبکه های اجتماعی در انتخابات برگزار شد، آکنده از اشتباهات جدی بود. اگرچه این اشتباهات اصلاح شدند اما متاسفانه سایت های دیگری که همان نسخه نخست را رفته بودند، اشتباهات جدی و عجیب خبرنگار فارس را رفع نکردند. مثل اینجا. متن سخنان بنده که اصلاح شدند به شرح زیر است:

در این نشست مدیر گروه آینده پژوهی صداوسیما گفت: اینترنت به قدری همه عرصه ها و صنایع را از خود متاثر کرده است که می توان دنیا را به دنیای قبل از اینترنت و بعد از اینترنت تقسیم کرد. با اینترنت همه صنایع وارد زمانه و زمینه دیگری شده اند. روندپژوهی صنعت رسانه نشان داده است که رسانه های جدید و اجتماعی با رشد انفجاری مواجهند و صنعت روزنامه به شدت رو به افول است. از ۲۰۱۵ به این سو صنعت پخش تلویزیونی نیز زیر فشار اینترنت است و در آینده ما شاهد ورشکستگی برخی تلویزیون های تجاری خواهیم بود چون روندها حاکی از رشد اقبال به ویدیو آنلاین است.

امید جهانشاهی افزود: البته هنوز رسانه اول دنیا تلویزیون است و این به خاطر قدرت تصویر که اغواگر است و الگوهای فرهنگ مصرف که مثلا خانواده دوست دارند دور هم برنامه های تفریحی را تماشا کنند است. البته دلایل متعددی وجود دارد مثل بیسوادی بسیاری مردم در کشورهای جهان سوم و یا فقدان زیرساختهای لازم برای اینترنت که باعث شده رسانه غالب در دنیا هنوز تلویزیون باشد. البته اقبال مردم به تلویزیون عمدتا برای برنامه های سرگرمی است و خبر تلویزیونی شیب رو به نزولی را شاهد است.

جهانشاهی اظهار داشت: با توئیتر به تعبیر هرمیدا خبر ما را همچون هوایی که تنفس می کنیم در بر گرفته است. امروز با این گوشی های تلفن هوشمند خبر در مشت ماست و خودش به سراغ ما می اید و دیگر نیازی نیست که مخاطب منتظر ساعت پخش بخش خبری باشد. لذا همه سازمان های خبری مطرح جهان استراتژی های رسانه های اجتماعی را تدوین کرده اند و در بستر ها و بخصوص توئیتر حضور جدی دارند چون توئیتر نقش جدی و محوری در خبر دارد. تا انجا که گفته می شود به اصطلاح خبر همان توئیت است. یا خبر همان چیزی است که توئیت می شود.

در ادامه این نشست تخصصی امید جهانشاهی اظهار داشت: با وجود ظرفیت ها و خدماتی که رسانه های اجتماعی به مردم کشورهای مختلف کرده و می کنند، توجه داشته باشیم که برخی محققان نگرانی های جدی را در خصوص آینده بشر با توجه به این روند تغییر الگوهای مصرف خبری ابراز کرده اند. آنها معتقدند آگاهی بشر نسبت به مسائل اساسی جامعه اش کمتر می شود چون بسیاری از انچه در این رسانه ها وجود دارد اضافه بار اطلاعاتی است. معمولا خبرهای جدی در حجم انبوه خبرهای سرگرم کننده و جذاب گم می شوند و تحلیل ها در میان خبرهای کوتاه و گذارا کسالت بار به نظر می رسند. مدیر گروه آینده پژوهی صداوسیما گفت: نکته دیگری این منتقدین مطرح می کنند این است که سبک زندگی، ساختارهای ذهنی و مدل های ارتباطی انسان بسیار تدریجی تغییر می کند اما امروز شاهد تغییرات انفجاری فناوری هستیم. در جوامع مختلف ادمی همیشه با باورها و ارزشهای خود زندگی کرده اما این فناوری متحول و گسترده و فارغ از ارزش با نظام فرهنگی انسان امروز چه خواهد کرد؟ این پرسشی است که الان دارد در دنیا مطرح می شود و بحث می شود.

گزارش نشست در خبرگزاری فارس