بر این بستر بیمار نسخه ای کارگشا نیست

Date دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۳

پیش نویس نظام جامع رسانه ای چندی است منتشر شده و انتقادهای زیاد و به حقی را برانگیخته است. از یک سو، اصحاب قلم و ارباب نظر به درستی تاکیید می کنند که این پیش نویس دولت مدار است و از دیگر سو، آنچه در صنعت روزنامه نگاری شاهد هستیم این است که متاسفانه در جامعه ای زندگی می کنیم که همه صنایع دولتی هستند.
واقعیت این است که روزنامه های بزرگ کشور مثل ایران و همشهری و اطلاعات و کیهان و … همگی مدیریت و منابع دولتی (به معنای گسترده اش) دارند و حاکمیت از آن بیم دارد که روزنامه ها به پاتوق فعالان سیاسی مخالف ایدئولوژی مستقر تبدیل شود. ظاهراً چیزی که به عنوان پیش نویس منتشر شده، محصول این ملاحظه و آن واقعیت است. ملاحظه و واقعیتی درک کردنی اما دردناک. چه تا آن زمان که صنعت رسانه بخواهد با همین ملاحظه و این واقعیت پیش برود، تبعات خسارت خیزش نه تنها به اعتماد عمومی و همراهی با سیاست های دولتی، آگاهی جمعی و درک ملاحظات ملی، بلکه همچنین به نظام سیاسی هم ضربه می زند.
به گمانم تدوین یک نظام جامع رسانه ای قابل قبول اجالتاً دو پیش شرط ضروری دارد: یک تصمیم گیری در مورد ساختار دولتی صنعت رسانه و دوم ساماندهی فعالیتهای سیاسی.
همچنان که کوچک سازی و چابک سازی ساختار دولتی در دیگر صنایع امری اثبات شده و ضروری تلقی و توصیه می شود باید در مورد صنعت رسانه هم تصمیمی جدی و روشن در مورد سهم بخش دولتی گرفته شود.
همچنین سالهاست در مورد قانون احزاب و تعریف جرم سیاسی جسته و گریخته بحثی در می گیرد و سرانجام به نقطه روشنی نمی رسد. ملاحظه قابل درک حاکمیت جز با آزادی احزاب و تعریف جرم سیاسی حل نمی شود (چیزی که الفبای جمهوریت است) و تا زمانی که حل نشده طیفی از روزنامه نگاران همواره مظنون هستند و انجمن صنفی شان مشکوک.
تا تصمیم گیران در مورد این دو مهم به یک تصمیم جدی نرسند، بر این بستر بیمار نسخه ای کارگشا نیست.

پیش نویس قانون نظام رسانه ای

دیدگاه دکتر محسنیان راد

دیدگاه جناب کامبیز نوروزی

گزارش ایرنا

داعش و رسانه ها

Date سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

استفاده گروه داعش از رسانه ها و شبکه های اجتماعی برای ترویج اعتقادات خود و جذب نیرو و در عین حال ایجاد ارعاب که به نظرشان پیش زمینه پیروزی است، جسته و گریخته مورد بحث قرار می گیرد و در مورد آن مطلبی نوشته می شود. از آن جمله مطلبی است که امروز در روزنامه ایران خواندم «فناوری در خدمت تروریسم». گذشته از این بعد ماجرا که مطالعه کردنی است، وجه دیگری هم هست که نباید از آن غافل شد و آن واکنش طنزآمیز رسانه های کشورهای اسلامی مختلف به داعش و به تمسخر گرفتن تفکر آن است. می دانیم که بنیان تفکر داعش این است که باید به اصل و صدر اسلام بازگشت و همه مشکلات ریشه در انحراف از آن دوران اصل یعنی صدر اسلام است!‌ و این تفکر ریشه در آرای ابن تیمیه دارد که بگذریم.
اما در لبنان انیمیشین پرطرفداری پخش شده که این تفکر مضحک را سوژه طنز قرار داده است: یک شبه نظامی داعش سوار تاکسی می شود و به راننده تذکر می دهد که رادیو را خاموش کند چون در صدر اسلام رادیو وجود نداشته است. راننده تاکسی از وی می پرسد «در صدر اسلام تاکسی وجود داشته؟» و وی جواب می دهد «البته که نه!» بعد داعشی را با لگد از تاکسی بیرون می اندازد و می گوید پس صبر کن تا شتر بیاد!
انواع این انیمیشن های کمدی در شبکه های اردنی، لبنانی و عراقی پخش می شود (احتمالاً‌ در شبکه های دیگر کشورها هم باشد) و می تواند سوژه ای برای یک کار تحقیقی باشد.

دغدغه های ستایش برانگیز پدرم

Date یکشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۳

متاسفانه بسیاری بر این عقیده اند که اعتقاد به مسائل دینی و التزام عملی به احکام مذهبی در میان نسلی که در جمهوری اسلامی متولد شده است، نسبت به نسل های گذشته به شدت کاهش یافته است. اگرچه تایید این ادعا نیازمند تحقیقی فراگیر و دقیق است اما از زبان بزرگترهایمان یعنی آنها که عمری را در این اعتقادات مذهبی گذرانده اند بسیار شنیده ایم که این نسل، نسل دیگری است!
اگرچه معتقدم با انقلاب اسلامی کشور وارد دوران تازه ای شده و بی شک باید شاهد نسلی متفاوت نیز باشیم. اما گذشته از عوامل ساختاری، گفتمانی، فناوری های ارتباطی و … متاسفانه واقعیت این است که نسلی که در جمهوری اسلامی متولد شده است به دلیل مواجهه با دروغ ها، دزدی ها و اختلاس های کسانی که اکثر قریب به اتفاقشان ظاهری به اصطلاح متشرع! داشته اند، نگاه و قضاوتش نسبت به آن اعتقادات متفاوت شده است. البته دلایل دیگری نیز می توان برشمرد که از آن جمله سکوت دین مدارن و بزرگانی است که معمولاً ‌بدحجابی را بر نمی تابند و در برابر آن فریاد اعتراض بلند می کنند اما در مقابل اختلاس ها و دزدی ها معمولاً نتوانسته اند واکنش های اعتراضی پر رنگ و قانع کننده ای نشان دهند. وقتی یک نوجوان حساسیتها نسبت به حضور خانم ها در مسابقات والیبال را مقایسه می کند با واکنش ها در مورد لیست بدهکاران بانکی (که میلیاردها تومان معوقات بانکی را نمی خواهند پرداخت کنند)، توقع داریم چه قضاوتی داشته باشد.
این درد کوچکی نیست و البته برای کسانی که همه عمر دل در گرو نماز و اعتقادات مذهبی داشته اند سخت گران است. یکی از این افراد پدرم است که با بیش از چهل سال معلمی در دبیرستان های یزد (شهری که در گذشته دارالعباده نامیده می شد)، حالا طاقت دیدن این بی اعتقادی ها و بی تفاوتی ها را ندارد و در سن ۷۵ سالگی بر خود فرض دانسته تا خطاب به دانش آموزان حال و گذشته اش از پنجره دو کتاب «معرفت کردگار» و «معرفت زندگی» از حقیقت دین و زیبایی های زندگی دینی بگوید.
انتشار این دو کتاب را به پدر عزیزم تبریک می گویم و احساس مسئولیتش در برابر دانش آموزانش را می ستایم.

پذیرش دانشجو در واحد ۴۱

Date سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۳

مرکز آموزش علمی-کاربردی فرهنگ و هنر واحد۴۱

پذیرش دانشجو (بدون کنکور)در مقطع کارشناسی

- دانشجویان پس از گذراندن این دوره موفق به دریافت مدرک کارشناسی از دانشگاه جامع علمی-کاربردی زیر نظر وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری خواهند شد.

- پذیرش دانشجو بدون کنکور صورت می گیرد.

- داشتن فوق دیپلم

- امکان ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر وجود دارد.

- به داوطلبان پسر معافیت تحصیلی ارائه می گردد.

- مهلت ثبت نام ۱۹/۰۵/۹۳ الی ۲۶/۰۵/۹۳ است.

—داوطلبان برای ثبت نام از طریق سایت www.sanjesh.org ثبت نام نمایند.

رشته‌های موجود در مرکز آموزش علمی-کاربردی فرهنگ و هنر واحد۴۱ عبارتند از:

- حسابداری خدمات و آثار فرهنگی و هنری : کد رشته (۴۲۱۵)

- خبرنگاری – اجتماعی و فرهنگی : کد رشته (۶۳۲۴)

- خبرنگاری – سیاسی و اقتصادی : کد رشته (۶۳۳۴)

- خبرنگاری – ورزشی : کد رشته (۶۳۳۸)

- روابط عمومی – امور رسانه : کد رشته (۶۰۵۱)

- روابط عمومی – رفتار اجتماعی و افکارسنجی (۶۰۹۲)

- عکاسی خبری : کد رشته (۶۷۵۴)

- مدیریت اسناد و مدارک : کد رشته (۶۱۲۵)

- مدیریت امورفرهنگی – ارزیابی فرهنگی : کد رشته (۶۱۳۲)

- مدیریت امورفرهنگی – امور همایش ها و جشنواره ها : کد رشته (۶۱۴۶)

- مدیریت تبلیغات تجاری : کد رشته (۶۲۴۷)

آدرس: خیابان انقلاب –ضلع شرقی پارک دانشجو –خیابان استاد شهریار –پلاک ۱۶

تلفن تماس: ۶۶۷۵۲۰۹۱

انتشار یک تالیف و یک ترجمه در حوزه روزنامه نگاری

Date پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳

انتشارات ثانیه در ابتکاری جالب هفت کتاب در قالب مجموعه کتابهای نقطه منتشر کرده است که گونه ها و مفاهیم جدید روزنامه نگاری را در بر می گیرند: روزنامه نگاری آنلاین، شبکه ای، موبایلی، چند رسانه ای، شهروندی، ویکی و جایگزین؛ که کتاب اخیر یعنی روزنامه نگاری جایگزین گرداوری و تالیف بنده است.
در این کتاب کوچک کوشیدم مفهوم، دیرینه و کارکردهای روزنامه نگاری جایگزین را همراه با مثال توضیح دهم. آنچه در این کتاب آمده لب لباب روزنامه نگاری جایگزین است روزنامه نگاران و اصحاب رسانه ها که فرصت مطالعه کتاب های حجیم را ندارند، می توانند به صورت فشرده با این مفهوم تازه آشنا شوند. پرداختن به مفاهیم و گونه های متنوع تازه روزنامه نگاری با رعایت ایجاز و بیان اهم موضوعات، خصوصیت مجموعه کتابهای کوچک نقطه به شمار می رود. حداقل من کوشیدم در روزنامه نگاری جایگزین آن را رعایت کنم.
آموزش روزنامه نگاری منحصر به آموزش فنون کار خبری نیست، بلکه آموزش ادبیات نظری و مفاهیم نوظهور هم هست. امیدوارم نه تنها دانشجویان روزنامه نگاری بلکه روزنامه نگاران و اصحاب رسانه ها از این مجموعه کتاب ها استفاده کنند چرا که حتی کسانی که می خواهند در عرصه رسانه های جدید صرفاً کار عملی کنند باید با این مفاهیم تازه آشنا شوند تا مختصات این فضا را بدانند.

همچنین کتاب گفتارهایی در روزنامه نگاری شهروندی ترجمه بنده و دوست عزیزم محمود سلطان آبادی از سوی انتشارات همشهری منتشر شد. این کتاب مجموعه ای از بهترین مقالات اساتید برجسته ای همچون مارک دیوز، کریس آتون و … در حوزه روزنامه نگاری شهروندی است که می تواند برای دانشجویان و محققینی که می خواهند در این حوزه کار کنند ادبیات نظری خوبی باشد. این مقالات به تاریخ، ماهیت و نسبت آن با دیگر گونه ها و نیز دموکراسی می پردازند. امیدوارم اهل نظر و فن روزنامه نگاری از دیدگاهها و نظریات اساتید بزرگی مثل دیوز، گلاسر، آتون و … استفاده کنند.

مجموعه کتاب های نقطه _ خبرگزاری کتاب
تصویر جلد روزنامه نگاری جایگزین

گفتارهایی در روزنامه نگاری شهروندی _ همشهری
گفتارهایی در روزنامه نگاری شهروندی _ خبرگزاری کتاب

سخنرانی در نشست دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها

Date سه شنبه ۳ تیر ۱۳۹۳


سومین نشست دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها دیروز برگزار شد. موضوع این نشست نظام جامع صنفی رسانه‌ای بود که در حال تهیه است و پیش نویسی از آن آماده شده است. گزارش آن در سایت‌ها و رسانه‌های مختلف موجود است و فقط در اینجا به برخی از دغدغه‌های خودم که متاسفانه در برخی منابع خبری به درستی منعکس نشده است اشاره می کنم. آقای وکیلی مدیر مسئول روزنامه ابتکار و بخصوص دکتر نمک دوست به مشکلات پیش نویس نظام رسانه‌ای و نیز مشکلات وضعیت اصناف اشاراتی داشتند و من که سخنران آخر بودم در ادامه سخن آنها ریشه مشکلات را در اصرار به قالبی‌سازی و ایدئولوژی‌زدگی دانستم و اشاره کردم که همه ما از روزنامه‌نگاران، معلمین و محققین و ارباب قدرت و حاکمیت در این واقعیت باید به تفاهم ملی برسیم که روزنامه‌نگاری سالم و توانمند لازمه ایجاد سرمایه اجتماعی است که به آن نیازمندیم، لازمه مردم‌سالاری دینی است که ما در جمهوری اسلامی به دنبال ارائه آن هستیم، لازمه تحقق اهداف اقتصادی و فرهنگی دولت است و نیز اشاره کردم که کمک به اصناف رسانه‌ای را نباید به مثابه کمک به افرادی دید که در چند صنف مشغولند و مشکلات معیشتی و بیمه و … دارند بلکه با این درجه از اهمیت باید به مشکلات اصناف رسانه‌ای نگاه کرد که تا مشکلات این حوزه حل نشود مشکلات جامعه حل نمی‌شود چون روزنامه‌نگاری ستون فقرات مردم‌سالاری است. البته در دور بعدی، جناب آقای مهدی فضائلی متعرض سخنان بنده شدند و فرمودند در غرب نیز رسانه‌ها منعکس کننده واقعیت های جامعه شان نیستند و حقایق را نمی‌گویند و این طور نیست که وقتی رسانه‌ها به فلان الگویی رسیدند همه مشکلات حل می شود و مثال زدند که در افغانستان رسانه‌های متعدد و خصوصی هست ولی مشکلات پابرجاست. دکتر نمک دوست ضمن تایید سخنان ایشان در مورد دروغ‌هایی که در رسانه‌های غربی وجود دارد، اشاره کردند که اما وضعیت افغانستان فرق می‌کند و این کشور سالها در جنگ بوده اما سویه این کشور، سویه درست و امیدوارکننده‌ای است. من هم ضمن تایید سخنان ایشان در مورد رسانه های بزرگ خبری غرب، گفتم که وضعیت افغانستان استثناست و مجموعه‌ای از عوامل در وضعیت خوب یک کشور دخیل هستند که رسانه‌ها یکی از آنهاست و تجربه نشان داده کشورهایی که از رسانه‌های مستقل برخوردارند، جای بهتری برای زندگی هستند.
گزارش شفقنا

گزارش سایت دفتر مطالعات رسانه ها

دومین نشست نیز با موضوع رسانه و اعتدال برگزار شده بود

گزارش دومین نشست در سایت دفتر مطالعات رسانه ها

گزارش دومین نشست در ایلنا

مساله توقیف ـ اولین نشست دفتر مطالعات رسانه ها برگزار شد

Date چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۲

اولین نشست تخصصی دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها یکشنبه ۲۵ اسفندماه با حضور دکتر نمک دوست، دکتر مسعودی، دکتر خانیکی، دکتر فرقانی و همچنین الیاس حضرتی، امیر محبیان، و سید محمود دعایی برگزار شد.
موضوع بکر و جسورانه
موضوع اصلی این نشست تعطیلی رسانه ها بود، چیزی که تاکنون کسی در قالب نشست تخصصی به آن ورود نکرده بود. موضوعی که دکتر نمکدوست به آن اشاره کرد و گفت «برای نخستین‌بار است که موضوع توقیف رسانه‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد‌، چون هیچ‌گاه چنین جرأتی وجود نداشته است» و از این بابت تشکر کرد. او کلیدواژه توسعه‌نیافتگی ساختار رسانه‌ای را واژه «توقیف» معرفی کرد.
رویه غیر سیاسی
گذشته از موضوع جسورانه، در این نشست آقایان حضرتی و محبیان هر دو دعوت شده بودند و این نشان می دهد که موضع و رویه مدیریت جدید این است که فارغ از نگاه سیاسی و جناحی عمل می کند.
توقع پوشش رسانه ای بیشتر
در این نشست مسائل مهم و جدی مطرح شد که شاید پیشتر نیز بارها مطرح شده بود و برای اهل فن خیلی تازگی نداشت اما طرح و برجسته سازی آنها ضرورت دارد. آقای انتظامی، معاون امور مطبوعاتی ابراز امیدواری کردند که «این مباحث به یک مطالبه عمومی تبدیل شود.» که حرف دل بسیاری از اهالی مطبوعات است اما راه تبدیل شدن این مباحث به یک مطالبه عمومی پوشش آنها در رسانه هاست. دفتر مطالعات در سال جدید به صورت مرتب از اینگونه نشست ها برگزار خواهد کرد که به تعبیر درست آقای انتظامی یکی از جلوه های کرسی‌های آزاداندیشی است، اما توقع این است که رسانه ها بهتر و بیشتر این نشست ها را که در واقع مسائل خودشان است پوشش دهند. دفتر مطالعات پلی بین محققان و روزنامه نگاران و محلی برای بررسی مسائل روزنامه نگاری و به نوعی خانه علمی روزنامه نگاران باید بشود، اما رسانه ها اگر نتوانند مسائل حرفه خودشان را پوشش دهند …
اهم مطالب
مهمترین قصد و هدف دفتر در برگزاری این نشست را می توان در یک جمله دکتر سلطانی فر گفت«به جای توقیف، فضا برای جبران اشتباه فراهم شود» و شرکت کنندگان به تعابیر مختلف به همین موضوع پرداختند. آقای حضرتی گفت حتی شلاق بزنید در میدان انقلاب اما تعطیل نکنید.
وضعیت اندوهبار مطبوعات
بخش اعظم سخنان انتقاد از وضعیت رسانه ها بود. دکتر فرقانی گفتند: «روزنامه نگاری ما علیرغم ۱۷۷ قدمت، هنوز حرفه ای نشده است و لذا ساختارها و نهادهای لازم برای فعالیت حرفه ای در آن شکل نگرفته است. به عبارت دیگر می‌توان گفت روزنامه نگاری ما به حال خود رها شد استوقتی صحبت از روزنامه نگاری و مطبوعات و ساختار حرفه ای برای مطبوعات مطرح می‌شود، باید به ارکان آن هم توجه داشته باشیم چرا که بدون وجود آنها و حتی اصلاح برخی از آنها، ژورنالیست حرفه ای شکل نخواهد گرفت. این ارکان عبارتند از آموزش تخصصی، تشکل‌های صنفی و حرفه ای، استقلال حرفه ای و امنیت شغلی روزنامه نگار، استقلال اقتصادی رسانه‌ها، نظام پرداخت حقوق و دستمزد مشخص، حاکمیت قانون و وجود قانون شفاف و نیز وجود شورای عالی رسانه‌ها برای نظارت بر اجرای اخلاق حرفه ای و همچنین وجود یک میثاق نامه اخلاق حرفه ای روزنامه ای»
سیاست زدگی و آوانتاریسم

آقای محبیان گفت: «در ایران ما رسانه‌ها را یک نهاد سیاسی می‌دانیم و هر حرکتی در آن رسانه را با دقت می‌خوانیم و اگر تخلفی به نظرمان برسد با آن برخورد می‌کنیم.» که البته دکتر رضائیان هم در این زمینه گفت: «اگر تکلیف لایحه احزاب روشن باشد، روزنامه‌ها هم نقش احزاب را بازی نمی‌کنند.» همچنین آقای محبیان از نوعی آوانتوریسم رسانه‌ای انتقاد کرد و گفت:« کار رسانه‌ها ماجراجویی است و به دلیل اینکه برخورد سهلی با این اتفاقات صورت گرفته است، این آوانتوریسم رشد پیدا کرده است.» دکتر نمک دوست ضمن تشکر از نکات مهمی که آقای محبیان مطرح کرد گفت: « ساختار رسانه‌ای در جامعه ایران اساسا حکومتی است؛ خبرگزاری‌های اصلی، روزنامه‌های اصلی همه در اختیار حکومت است حتی مصرف کننده اصلی رسانه‌ها، سازمان‌های حکومتی هستند. آوانتوریسم یا همان ماجراجویی بیماری دوران کودکی است. پس سوال این است که مسئولیت طفولیت رسانه‌ها در جامعه ما بر عهده کیست؟ اگر بخش اعظم ساختار رسانه ای ما حکومتی است، چرا حکومت به این مساله پاسخگو نیست؟ مسئول توسعه نیافتن رسانه در ایران کیست؟ اگر دست بالای مطبوعات در اختیار حکومت باشد پس مقصر حکومت است؟»
دکتر مسعودی هم فقدان تعریف مشخص از حرفه خبرنگاری را مطرح کرد و گفت:«تا زمانیکه نتوانیم نظام صنفی و شورای عالی مطبوعات را شکل دهیم، مشکلاتمان لاینحل باقی می‌ماند.» آقای نوروزی نیز به ابعاد حقوقی پرداختند و نیز جناب قاسمی نکات جالبی را از تاریخ توقیف در مطبوعات مطرح کردند که احتمالاً می توانید در لینک های زیر ببینید:
خبرگزاری مهر
ایرنا ـ دکتر رضاییان
ایرنا ـ دکتر نمک دوست
روزنامه اطلاعات

بر عشق آفرین هزار آفرین ـ مراسم تجلیل از دکتر فرهنگی

Date چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲


مراسم تجلیل از دکتر فرهنگی روز دوشنبه در کتابخانه ملی ایران باشکوه برگزار شد. این مراسم پرشور، دلنشین و بسیار سرور انگیز بود و حظ دمادم بردم. پیش از هر چیز، تجلیلی مردمی و باشکوه از کسی که افتخارش این است که با وجود امکان ورود به عرصه قدرت و منصب، هیچ سمت سیاسی و حکومتی نجسته است و جز معلمی کسوتی نخواسته است، لذت بخش بود.
دکتر ساروخانی، کسی که دکتر فرهنگی از او به عنوان دوستی نزدیک و دیرین یاد کرده است، اولین سخنران بود و او سخنش را با بیتی آغاز کرد که شیرینی اش تا امروز هم با من همراه است: به نام خداوند خرد آفرین/ بر خرد آفرین هزار آفرین
دکتر ساروخانی برای دوست قدیمی اش که دیرینه دوستی شان به سال ۴۷ می رسد، سنگ تمام گذاشت و گفت دکتر فرهنگی تمثیل یک معلم است. دکتر ساروخانی که خود از «نره پیلان جهان» دانشگاهی ایران است از نظم دوستش گفت تا ما درس بگیریم. یکی از نکات یادکردنی در فرمایش ایشان این بود که کار اساتید نباید این باشد که به دانشجویان آموزش بدهند مثل اینکه جعبه ای را پر می کنیم. بلکه باید انگیزه دانش جویی ایجاد کنند. دکتر سلطانی فر از ایشان به عنوان مصداق «نستوه» یاد کردند و از خستگی ناپذیری ایشان گفتند. چیزی که به گمانم در مورد خود دکتر سلطانی فر هم صدق می کند.
جناب آقای محمود دعایی هم از بزرگان حاضر بودند که فروتنی و منش ایشان ستودنی بود. وقتی به جایگاه دعوت شدند برای رو نمایی از تمبر یادبود، ایشان اول به کنار صندلی خانم دکتر فرهنگی رفتند و به اصرار خواستند که پشت سر خانم دکتر به جایگاه بروند. از ادب ایشان حظ کردم.
رسمیت مراسم بعد از پرده برداری از تمبر یادبود عملاً به پایان رسید و ایشان در میان حلقه عشق و شور دوستان و دانشجویان قرار گرفت که مثل پروانه احاطه اش کرده بودند. همانجا بودم که پس از چند سال استاد عزیزم جناب دکتر روشندل را ناگهان در برابرم یافتم. جا خوردم و حظ دیدار ایشان، قصد عکس گرفتن با دکتر را از خاطرم برد. به بهانه تجلیل از پدر، سعادت دیدار دوستان و اساتید عزیزی حاصل آمد دکتر مسعودی، دکتر نمک دوست، دکتر نعمتی، دکتر حسینی دانا، دکتر ابطحی و … و دکتر میرسپاسی که از پیران و یلان مدیریت کشور هستند و دکتر شکرخواه که کنار دکتر فرهنگی نشسته بودند و وقتی این عزیز را در کنار دکتر فرهنگی می دیدم، مدام تصویر دکتر معتمدنژاد برایم زنده می شد. اگر ایشان در قید حیات بودند حتماً انجا بین دکتر فرهنگی و دکتر شکرخواه نشسته بودند. وقتی به این فکر می کردم که آیا چنین تجلیلی از آن پدر انجام شد و فرش قرمزی با حضور معاون رییس جمهور برای ایشان هم پهن شد یا نه، دلم گرفت. اینجاست که باید به همت و معرفت جناب کاظمی دینان درود گفت. این مراسم پرشور و مردمی نتیجه کار یک ستاد مردمی بود که جناب کاظمی دینان ایجاد و مدیریت کرده بودند. کاری ستایش برانگیز و کارستان که جز به عشق میسر نبود و اصلاً جز عاشقی نمی تواند ادمی را همه عمر پای معلمی بنشاند و هرگز به سمت کرسی های قدرت نرود. اینجاست  که به تعبیر حضرت مولانا (اگر اشتباه نکرده باشم) عقلها را هم با نور عشق افروختند پس به عشق آفرین هزار آفرین هزار آفرین هزار آفرین

وبلاگ دکتر سلطانی فر
لوح تقدیر از سوی موسسه همشهری
پیشنهاد تاسیس جایزه دکتر فرهنگی
گزارش بولتن نیوز