معمولی بودن بد نیست، چشمها را باید شست

آدم ها، حرفها و قصه های سریال پایتخت معمولی اند. ساده و دوست داشتنی. شاید دلیل محبوبیت این سریال هم در همین معمولی بودنش باشد. دیالوگی دارد نقی که خیلی مهم است. تا حالا چند بار هم در موقعیت های مختلف تکرار کرده است. شاید می خواسته تاکید کند اما شاید کمتر به ان توجه شده است. دیالوگش نقل به مضمون این است که چرا وقتی می خواهید بگویید چیزی بد است می گویید معمولی است. مگه معمولی بد است. یک دنیا حرف در آن است از هر زاویه که نگاه کنیم. راستی از کی معمولی بودن بد شده است. شاید از وقتیکه بیش از حد و بی جهت خود زنی کردیم. روستا را تحقیر کردیم و با شخصیت صمد روستایی را مضحکه ای دیدیم در مقابل کراواتی های شیک پوش شهری. نه تنها این قصه نهادینه شد که به تصویر ایرانی در مقابل غربی هم سرایت کرد. به رویمان…

عكسي كه سند مظلوميت يك ملت شد

  تا كنون چند هزار عكس از جنازه هاي پناهجويان غرق شده سوري منتشر شده است. اما چه رازي، چه معصوميتي … در اين عكس نهفته است كه چنين مرغكان توئيت را به غوغا واداشته است؟ و استتوس ها و پست ها و … را تسخير كرده گويي انسانيت حتي براي لحظه اي به عزا نشسته است؟ اين چه خوابي است كه وجدان ها را بيدار كرده است؟ اين عكس سند مظلوميت يك ملت است. نمناك عصر ايران مشرق نيوز تابناك: روايت عكاس

لطفاً خشم اباذری را درک کنید

یادداشت من در روزنامه شهروند : لطفاً خشم اباذري را درک کنيد سخنان تند و پر طعنه يوسف اباذري در مراسم پديدار شناسي فرهنگي مرگ پاشايي در تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران واکنش هاي زيادي را برانگيخته است. برخي توهين هاي وي را برجسته کرده اند و برخي نظرگاه وي را به عنوان يک روشنفکر چپ فرانکفورتي آماج حملات خود قرار داده اند. فارغ از نقد دلايل اقبال بيش از انتظار به آيين سوگ او که حالا پديده پاشايي نام گرفته است، معتقدم خشم يوسف اباذري را بايد درک کرد. اين استاد صاحب نام جامعه شناسي بارها نشان داده که از آن دست اساتيدي نيست که در قاب دانشگاه باشند و در چارچوب نظم آکادميک تحليلي «قابل قبول» ارائه دهد. او سخنانش را با اشاره به فيلم مستندي آغاز کرد که حدود يک ماه پيش از تلويزيون پخش شده است و در آن فقر شديد سيستان و…

چشم ها، فکرها، دل ها را باید شست

برای نوشتن مطلبی مختصر در مورد توصیه هایی که می توان به والدین کرد در مورد آسيب هاي استفاده از رسانه هاي جديد براي نوجوانان و اعتیاد به اینترنت به نكته جالبي برخوردم. در این زمینه در ایران و جهان کارهای زیادی انجام شده اما در منابع انگلیسی تا انجا که من دیدم بیشتر تمرکز بر استفاده بیش از حد و اعتیاد به اینترنت است اما در منابع فارسی گاهی به مطالب جالبی بر می خوردم! مثلاً در جایی خواندم که کسی بازی را معادل کار بیهوده گرفته بود و خانواده ها را هشدار داده بود که مراقب باشند که نوجوانان وقتشان را با بازی ها به بطالت صرف نکنند، در حالیکه نوع بازی می تواند بد یا خوب باشد ولی خود بازی بطالت نیست. بچه ها با بازی هایشان زندگی می کنند و بزرگ می شوند. در جایی دیگر خواندم یکی اظهار تاسف کرده بود که خیلی از جوانان…

عاقلانه سكوت كردن!

در اتوبان نيايش (از شرق به غرب) بيلبوردي نصب شده كه روي آن بزرگ نوشته : «يا درست حرف بزن يا عاقلانه سكوت كن» پشت اين توصيه معقول و البته آشنا اما نكته ها نهفته است. «عاقلانه سكوت كردن»: راستي چرا در فرهنگ و ادبيات ما سكوت كردن هميشه همراه با عقل آمده است. بي هيچ پرده پوشي روشن است كه تاريخ استبدادي ما اين را به فرهنگ ما تحميل كرده است كه دم فرو بستن شرط عقل است و شيوه در امان ماندن! اين را جناب پروفسور محسنيان راد در تحقيق «ريشه هاي فرهنگي ارتباط در ايران» كه در كتابي به همين نام چاپ شده است، به دقت نشان داده اند. امروز وقتي اين توصيه را بر بيلبوردي بزرگ ديدم، باز يك حس سرد و تلخ وجودم را فرا گرفت كه چقدر هنوز در اول راه مانده ايم ما.