شدی تعبیر این رویا

آهنگ مورد علاقه اش را در روز خاکسپاری گذاشتند: تصور کن سیاوش قمیشی. تا همه آرزوهای او را ببینند، آنچه بود و در دل داشت، افق های او را، جان و جهت او را. همه آزاد آزاد، همه بی درد بی درد، جهانی بدون نفرت و باروت، بدون ظلم خودکامه، جهانی پر از لبخند و آزادی، لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی. تمام جنگای دنیا بشوند مشمول آتش بس. بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا بله تصور کردنش سخته. برای خیلی ها خیلی سخته. برای خیلیها ممکن نیست. اما تو تصور کردی تو عاشق این «تصور کن» بودی چون از بن جانت این تصور را داشتی و آرزو می کردی و چنان دل داده بودی که «شدی تعبیر این رویا». زندگیت تصویری لبالب از گل و بوسه برای انسان بود، انسان فارغ از مرز و محدوده، آزاد، بدون کینه و نفرت. این شور و شکوه…

یاد نامت می سوزاند مرا

آن سفر کرده که صد قافله دل در غم او سوخت برادر بود، و چه گرم و دوست داشتنی است این واژه: برادر. و تو چه با صفا بودی، چه دلسوز، چه دوست داشتنی، تو برادر بودی: گرم. وجودت پشتگرمی بود و نگاهت دلگرم کننده. آه برادر چه زود بود هنوز پروازت را باور ندارم. می دانم که اندوه ما تنها از فراق و جدایی است وگرنه مرگ جز جابجایی نیست که فنا معنا ندارد. می دانم که مرگ خواب است، همان آرامش. مرگ پرواز است و پرنده ها رفتنی هستند. می دانم که حالا در باغی که با محبت هایت ساخته ای و در گلزاری که با مهربانیهایت آبیاری کرده ای، در آرامشی سبز و خواستنی عشق بازی می کنی و دل به پرواز داده ای. می دانم … اما چه کنم که دل آرام نمی گیرد. یاد آن چشم هایی که جز مهر نداشت را چه کنم. طنین…

قزوین

قزوین شهری اصیل و ریشه دار در تاریخ ایران است. دیرینه آن به پیش از اسلام می رسد و در واقع عمارت های فاخر اسلامی را بر بناهای دوران ساسانی ساخته اند. موزه قزوین، خیابان سپه (که اولین خیابان ایران لقب گرفته)، مسجد جامع قزوین، عمارت چهلستون و بازارچه یا سرای سعدالسلطنه هر کدام دیدنی و ارزشمند هستند. در موزه قزوین سکه هایی از عهد ساسانی قرار داشتند. تا قبل از اسلام، بر سکه ها تصویر شاهان حک می شد و پس از اسلام آیه ای از قران خطاطی شده بود. در دوران اسلامی هنر خوشنویسی اهمیتی ویژه و رونقی چشمگیر یافت. از این رو قزوین به خوشنویسی هم شهره است و هنرمندان خوشنویس بسیاری قزوینی بوده اند. طراحی و نساجی از دیگر هنرها و صنایع مطرحی بود که رد بالندگی آنرا در موزه قزوین می توان جست. در کتاب زنان و جنسیت در اسلام تالیف لیلا احمد استاد و پژوهشگر…

دغدغه های ستایش برانگیز پدرم

متاسفانه بسياري بر اين عقيده اند که اعتقاد به مسائل دينی و التزام عملي به احکام مذهبي در ميان نسلي که در جمهوري اسلامي متولد شده است، نسبت به نسل هاي گذشته به شدت کاهش يافته است. اگرچه تاييد اين ادعا نيازمند تحقيقي فراگير و دقيق است اما از زبان بزرگترهايمان يعني آنها که عمري را در اين اعتقادات مذهبي گذرانده اند بسيار شنيده ايم که اين نسل، نسل ديگري است! اگرچه معتقدم با انقلاب اسلامي کشور وارد دوران تازه اي شده و بي شک بايد شاهد نسلي متفاوت نيز باشيم. اما گذشته از عوامل ساختاري، گفتمانی، فناوري هاي ارتباطي و … متاسفانه واقعيت اين است که نسلي که در جمهوري اسلامي متولد شده است به دليل مواجهه با دروغ ها، دزدي ها و اختلاس هاي کساني که اکثر قریب به اتفاقشان ظاهري به اصطلاح متشرع! داشته اند، نگاه و قضاوتش نسبت به آن اعتقادات متفاوت شده است. البته دلايل…

روز وبلاگ مبارك

سلامت باشد دكتر گيويان هر جا هست. او بود كه اول بار مرا تشويق كه تكليف به وبلاگ نويسي كرد، و من نوشتم و نوشتن عادتم شد. البته با نوشتن بيگانه نبودم. از همان سالهاي نخست دانشجويي داستان مي نوشتم و اولين داستانم در مجله اطلاعات هفتگي به صورت پاورقي چاپ شد و بعد داستان هاي كوتاهم و يادداشت هايم در هفته نامه اميدجوان و … اما وبلاگ حس و روح ديگري دارد. ردپاي درون در اوست گاهي. لزومي ندارد فكر كني آقاي سردبير خوشش مي آيد يا نه. مي داني كه هركسي مي تواند از كوچك و بزرگ خواننده آن باشد. خوانندگان محصور در جغرافيا و مخاطب خاص فلان نشريه نيستند. همان سالهاي نخست يادداشتي زيبا از جناب ناصر بزرگمهر دريافت كردم كه با بزرگي از كوتاه نوشته هايم تمجيد كرده بودند، آن حس شيرين هنوز يادم هست. حالا اما نوشتن سخت شده است. يادم هست اوايل به تهران…

یک حکایت درس آموز

یک تاجر آمریکایی در ساحل روستایی نشسته بود. مرد ماهی گیری دید که چند ماهی گرفته بود و می خواست برگردد.  از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟ ماهی گیر: مدت خیلی کم. تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟ ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است. تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟ ماهی گیر: تا دیر وقت می خوابم. یه کم ماهی گیری میکنم. با بچه ها بازی میکنم بعد میرم توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی. تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی. اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می کنی. اون وقت یک…

دفاع يك دوست (میرحسن آذری)

فردا دوست عزيزم مير حسن آذري دفاع مي كند. موضوع پایان نامه اش (علوم ارتباطات اجتماعی)  “بازنمایی فرهنگ های محلی در تلویزیون ایران؛ تحلیل گفتمان انتقادی فرهنگ لری در سریال باران بهاری” است. استاد راهنمايش دكتر هرمزی زاده و استاد مشاورش دکتر گیویان است. چکیده:           تنوع فرهنگی و قومی ویژگی بارز جامعه ایران است و این ویژگی رسالت خاصی را بر عهده سازمان صدا و سیما و بویژه تلویزیون می گذارد. با این نگاه پایان نامه حاضر به دنبال بررسی بازنمایی فرهنگهای محلی در تلویزیون کشور، بر اساس مطالعه موردی سریال تلویزیونی باران بهاری است. این نوشته در ابتدا سیاست های اصلی برای مدیریت تنوع فرهنگی را در قالب دو گفتمان کلی ” همانند سازی”  و  “پذیرش و حمایت از تنوع فرهنگی ” از هم متمایز می کند و به دلایل مختلف گفتمان نخست را ناصحیح دانسته و از گفتمان دوم دفاع می نماید. در ارتباط با رابطه بین رسانه ها…