مطالب به صورت 'ادبیات' دسته بندی شده اند.

شعری زیبا در مورد اس ام اس!

Date ۱۵ دی ۱۳۸۸

  دل خوش به نگاه گاه و بیگاه توام افسونی التفاط همراه توام در بی خبری دلم گرفت و پوسید من منتظر پیام کوتاه توام     شعر از آقای سیامک کفایی    

خّرما آن سرخی …

Date ۵ دی ۱۳۸۸

  آن شامگاه، شامگاه دهمین روز از ماه محرم سال شصت‌و یکم، شامگاهی شگرف بود، یگانه و دیگرسان، در آن شامگاه، زمان از پویه باز ایستاد؛ تاریخ به گوشه‌ای در خزید و به کمین نشست و خیره نگریست. در آن شامگاه شگرف بود که آسمان یکسره در خون نشست و به یکبارگی سرخی گرفت. خورشید، […]

رقص آرام

Date ۲۲ آبان ۱۳۸۸

شعر دختر نوجوانی سرطانی، از آخرین روزهای زندگی اش. ظاهرا این شعر را به یکی از پزشکانش داده بود. هر چه هست حالا به لطف ایمیل دست به دست بوییده می شود.    رقص آرام آیا تا به حال به کودکان نگریسته اید در حالیکه به بازی “چرخ چرخ “ مشغولند؟ و یا به صدای […]

به مناسبت ۱۴ خرداد

Date ۱۳ خرداد ۱۳۸۸

  من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم / چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم / همچو منصور خریدار سر دار شدم غم دلدار فکنده است به جانم، شررى / که به جان آمدم و شهره بازار شدم درِ میخانه گشایید به رویم، شب […]

مرا ببر به زمانه ای دیگر

Date ۹ آبان ۱۳۸۶

بیا مرا ببر ای عشق با خودت به سفر مرا ز خویش بگیر و مرا ز خویش ببر دلم ز دست زمانه به تنگ آمد مرا ببر به زمین و زمانه ای دیگر