روزنامه‌داري

انتشار كتاب روزنامه نگاري و روزنامه داري– كه البته همان روزنامه داري است – در عرصه مديريت رسانه غنيمتي ستودني به شمار مي رود. تجربه مديران موفق نقطه عزيمت تحقيقاتي بوده است كه به تعين الگوها و سبكهاي مديريتي منجر شده است. مثلا عملكرد جك ولش در جنرال الكتريك. اين كتاب اما در فرصت فشرده يك مدير پركار نوشته شده است. مثلا وقتي در مورد منابع انساني سخن به ميان مي رود بهتر است بحثي در رفتار سازماني و رضايت شغلي هم در آغاز آورده شود و يا وقتي اشاره اي به سازمان هاي يادگيرنده مي شود به گمانم بهتر است اشاره اي به تيم هاي خودگردان و نقش آنها در سازمان هاي رسانه اي هم بشود و همچنين رهبري خاصي كه در اين نوع سازمانها بايد وجود داشته باشد. يا اشاره اي بشود به ساختارهاي سازماني و اينكه با توجه به تجربه نويسنده ساختار ماتريسي براي سازمان رسانه اي مناسب تر است و يا ساختار مبتني بر نوع محصول و با توجه به تجربه ايشان چرا. يا جايي كه به مديريت استراتژيك اشاره اي گذرا مي شود يك درنگي در مورد محيط نامطمئن و پيچيده سازمانهاي رسانه اي و نقش آن در مديريت استراتژيك و بحث نسبت ساختار و فن آوري و بحث برون سپاري و سازمانهاي بدون مرز و… نويسنده محترم در ذيل هر عنواني بدون مقدمه وارد اصل مطلب مي شوند و مهمترين نكات را بيان مي كنند بدون صرف پنج دقيقه وقت اضافي. البته شايد اين هم يك درس مديريتي باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *