یادی از روز دکتر فرهنگی و خبر خوب خودم

فرداي جلسه دکتر فرهنگي رفتم مشهد و تا اين امروز فشردگي کارهاي عقب افتاده امانم چنان بريده بود که بريدم.  اما کار را بردم دادم.

از جلسه دکتر فرهنگي روزها گذشته اما روز گذشته دوستي ديدم که از آنروز پرسيد و يادش شيرينش زنده کرد. جلسه خوبي بود و دکتر فرهنگي به بزرگي سخن گفت: افتاده و فروتنانه که حتماٌ خوانده ايد تا حالا در خبرها. یکی از چيزهایی که در خبرها و گزارش های آن روز ندیدم این توصیه دکتر بود که : بخوانيد و ترجمه کنيد و کار کنيد و  هر وقت رسيديد به اينجا که چيزي براي گفتن داريد دست به قلم شويد. مرعوب نامها نشويد. خودتان را جدي بگيريد.

دکتر فرهنگي را پس از عمري معلمي به گمانم مظهر يک معلم مي توان ناميد. اين حسي بود که آن روز داشتم با شنيدن سخنانش وقتي که مي گفت من هر روز از شما نيرو مي گرفتم، من محبت را از شما آموختم.

اما زا اين حرفها بگذريم، نکته جالب اينکه وقتي دکتر لاريجاني رييس مجلس مملکت به احترام دکتر فرهنگي وارد جلسه شدند، جز معدودي کسي بلند نشد. آن جلسه، جمع ضد انقلابيون نبود. گلچين نشده بودند. جمعي از دانشجويان و اساتيد بودند. اين خود يک نشانه است. سخنران وقت هم فکر کنم دکتر ميرفخرايي بود که خيرمقدمي چيزي نگفت. يعني اگر خود دکتر فرهنگي براي تشکر بلند نمي شد ديگر …

صحبتهاي خوبی شد. دکتر وردي نژاد گفت چه وقتي که شاگرد دکتر فرهنگي بودم و چه حالا که همکار ايشان شدم. رفتار دکتر خيلي فرق نکرده و هميشه صميمي و فروتنانه بوده است.

از تلويزيون هم امده بودند. ظاهراٌ گزارشش پخش نشد. اما من فيلم مصاحبه ها راديدم. فکر کنم دليلش اين بود که دکتر در مصاحبه اش، در مورد توصيه به نسل جوان گفته بود اين نسلي که به پا خواسته راه خودش را پيدا خواهد کرد که ظاهراٌ جمله نامناسبي بوده است!!!

بگذريم. خبر خوب خودم: دوباره دارم مي رم مکه. حس خوبی دارم. خوشحالم. اگرچه این خبر جنایت دیروز حس خوب برای کسی نگذاشته …

راستی يک کار ناتمام ديگر هم دارم که انشاءالله قبل از رفتنم تحويل مي دهم. حتماٌ. مي دانم خيلي طول کشيد. جناب دکتر حسین، معاون محترم دانشگاه آزاد دماوند، رسماٌ عذرخواهی می کنم. از دست این خودم!!! 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *