تئوری گارد داگ

Date چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۸۹

ترجمه اخیرم در همشهری آموزش در مورد تئوری جدید «گارد داگ» است که تاکنون حتما مطالعه کرده اید. چون به گمانم حالا دیگر کسی از اهالی ارتباطات و روزنامه نگاری نیست که مشتری همشهری آموزش نباشد. به‌هرحال اگر فرصت نشده، اینجا بخوانید. مخصوصاٌ به درک و دیدگاه دوستان روزنامه نگار کمک می کند:

«تئوری واچ داگ در روزنامه‌نگاری شهرت دارد و به این معنی است که رسالت رسانه‌ها نقد ارباب قدرت و جلوگیری از دغل‌کاری اربابان صاحب منصب است. به همین دلیل در این تئوری، رسانه را واچ داگ یا «دیده‌بان اجتماعی» می‌داند. ریشه این تئوری در تفکرات لیبرال کلاسیک است و نسبش بازمی گردد به آن عبارت مشهور ادموند بورک که رسانه را رکن چهارم نامید. از منظر این تئوری رسانه‌ها اساسا مستقل هستند و می‌توانند بر زبردستان جامعه نظارت کنند، آنها را به چالش بکشند و دیده بانی منصف و بی طرف برای زیردستان باشند.

این تئوری اما با انتقادات جدی نیز مواجه شده. چه، تجربه نشان داده است آن‌گونه که این تئوری ادعا می‌کند رسانه‌ها سازمان‌هایی کاملا مستقل نیستند. هر سازمانی برای ایجاد ارتباط موثرتر با محیط جهت تامین نیازهای مختلف خود بر بعضی از سازمان‌ها و گروه‌ها تاثیر می گذارد و تحت تاثیر فشار برخی گروه‌ها و سازمان‌ها قرار می‌گیرد. سازمان‌های رسانه‌‌ای نیز از جهت مالکیت، منابع خبری و تبلیغات همیشه وابسته به شبکه‌ای از دیگر سازمان‌ها برای تامین نیازهای اولیه و ادامه حیات اجتماعی هستند.

از سوی دیگر همواره گروه‌های فشار قدرتمند، دیدگاه‌شان را بر رسانه‌ها تحمیل می‌کنند. این منتقدین معتقدند روزنامه نگاران به جای ایفای نقش نظارتی و طرح سئوالات انتقادی از مسولین دولتی، معمولا دیدگاه‌هایی را مطرح می کنند که پیشتر نخبگان اجتماعی که خود بخشی از نظام حاکم هستند، آنها را بر فضای رسانه‌‌ای حاکم کرده‌اند …

 

ادامه مطلب

 

هیچ پاسخ به “تئوری گارد داگ”

    نظر دهید

    XHTML: برچسب های مجاز: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>