دغدغه ها و دغدغه یادداشت نویسی

آنچه در فارسی به نام «یادداشت نویسی» می شناسیم، انواعی دارد و سبک هایی که کمتر در جامعه روزنامه نگاری ما جا افتاده است. دلایل روشنی هم دارد. یکی هزینه های ستون نویسی و فیچر نویسی و … برای روزنامه نگاری که تحقیقاً هیچ دیواری کوتاه تر از او نیست. از این رو روزنامه ها متاسفانه گاهی برای یادداشت می روند سراغ اصحاب بالادست: بزرگان و مدیران ارشد، تا موضوع و قلم یادداشت «شکایت خور» نداشته باشد، چه هر قدر این دیوار کوتاه تر می شود، دامنه شکایت خوری بیشتر.
گاهی یادداشت هایی می خوانیم که هیچ جنبه ای ندارد جز جنون قدرت که فقط حریف می کوبد. گاهی هم هست که معلوم نمی شود نویسنده ساکن کدام سیاره است. نه اینکه در باغ نباشد، هست اما یا از بی پناهی خود را به کوچه علی چپ زده یا یادداشت را کوچه ای یافته به سوی کرسی سیاست.
به این دلایل است که با وجود این همه مساله و دغدغه ای که هست در پوست شهر و مثل خوره به جان مردمان افتاده هر روز مثل مساله آلودگی هوا و پیش فرض های پر تشویش و پرسشهایی در مورد هدفمندی یارانه ها و شیر تو شیری های خسارت خیز و در عین حال مضحک مدیریتی و هزار داغ محیط زیستی و حالا این ببر بی زبان، ولی گاهی می مانی و بر خود می لرزی، دریغ از یک یادداشت انتقادی. گفته اند روشنفکری از ابتدا بیمار زاده شد گویی روزنامه هم از ابتدا بیمار زاده شده است. شاید از همین است که این ذهنیت غلط وجود دارد که یادداشت نویس باید والا مقام (از نظر مدیریتی) باشد تا به روزنامه اعتبار دهد.
روزنامه بدون یادداشتی از دغدغه های مردمی، عکسی است بر دکه ها برای تماشای تیترها. اعتبار یادداشت به اعتنای مردمی است که صدای اعتراض خودشان را می بینند. مخاطب می خواهد نقد و نظر و لحن و حرف و اعتراض … خودش را از زاویه قلم روزنامه نگار بخواند، نه اینکه آقای دکتر فلان دارای مدارج و مقامات فلان و بهمان در تصریح اصول و تایید بدیهیات چی افاضه فرمودند.

یادداشت خوب آقای ناصر کرمی در روزنامه همشهری که بهانه نوشتنم شد 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *