دغدغه های ستایش برانگیز پدرم

متاسفانه بسياري بر اين عقيده اند که اعتقاد به مسائل دينی و التزام عملي به احکام مذهبي در ميان نسلي که در جمهوري اسلامي متولد شده است، نسبت به نسل هاي گذشته به شدت کاهش يافته است. اگرچه تاييد اين ادعا نيازمند تحقيقي فراگير و دقيق است اما از زبان بزرگترهايمان يعني آنها که عمري را در اين اعتقادات مذهبي گذرانده اند بسيار شنيده ايم که اين نسل، نسل ديگري است!
اگرچه معتقدم با انقلاب اسلامي کشور وارد دوران تازه اي شده و بي شک بايد شاهد نسلي متفاوت نيز باشيم. اما گذشته از عوامل ساختاري، گفتمانی، فناوري هاي ارتباطي و … متاسفانه واقعيت اين است که نسلي که در جمهوري اسلامي متولد شده است به دليل مواجهه با دروغ ها، دزدي ها و اختلاس هاي کساني که اکثر قریب به اتفاقشان ظاهري به اصطلاح متشرع! داشته اند، نگاه و قضاوتش نسبت به آن اعتقادات متفاوت شده است. البته دلايل ديگري نيز مي توان برشمرد که از آن جمله سکوت دين مدارن و بزرگاني است که معمولاً ‌بدحجابي را بر نمي تابند و در برابر آن فرياد اعتراض بلند مي کنند اما در مقابل اختلاس ها و دزدي ها معمولاً نتوانسته اند واکنش های اعتراضی پر رنگ و قانع کننده ای نشان دهند. وقتی یک نوجوان حساسیتها نسبت به حضور خانم ها در مسابقات والیبال را مقایسه می کند با واکنش ها در مورد لیست بدهکاران بانکی (که میلیاردها تومان معوقات بانکی را نمی خواهند پرداخت کنند)، توقع داریم چه قضاوتی داشته باشد.
این درد کوچکی نیست و البته براي کساني که همه عمر دل در گرو نماز و اعتقادات مذهبي داشته اند سخت گران است. يکي از اين افراد پدرم است که با بيش از چهل سال معلمي در دبيرستان هاي يزد (شهري که در گذشته دارالعباده ناميده مي شد)، حالا طاقت ديدن اين بي اعتقادي ها و بي تفاوتي ها را ندارد و در سن ۷۵ سالگي بر خود فرض دانسته تا خطاب به دانش آموزان حال و گذشته اش از پنجره دو کتاب «معرفت کردگار» و «معرفت زندگي» از حقيقت دين و زيبايي هاي زندگي ديني بگويد.
انتشار اين دو کتاب را به پدر عزيزم تبريک مي گويم و احساس مسئوليتش در برابر دانش آموزانش را مي ستايم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *