مصاحبه ای به بهانه ویراستاری کتاب روزنامه نگاری و رسانه های اجتماعی

شماره ۵۴ ماهنامه مدیریت ارتباطات پرونده ای به کتاب روزنامه نگاری و رسانه های اجتماعی اثر دوست عزیزم محمود سلطان آبادی اختصاص داده و به این بهانه با من به عنوان ویراستار نیز مصاحبه ای کرده است:

IMG_5114

ـ به نظر شما رسانه های اجتماعی در دوره کنونی تا چه میزان روزنامه نگاری را متحول کرده اند؟

ـ عصر ما را عصر رسانه هاي اجتماعي ناميده اند. البته نمي دانم تا چه حد مي توان گفت عصر «ما» اما به هرحال عصر حاضر را عصر رسانه هاي اجتماعي ناميده اند. اين فقط به اين معني نيست که ميزان کاربران اين رسانه ها زياد شده است، بلکه به معناي عصر برآمدن و در واقع غالب شدن الگوهاي ارتباطي جديدي است. عصري که در آن الگوهاي ارتباطي بالا به پايين و يک سويه رسانه هاي جريان اصلي يعني تلويزيون و روزنامه ها به تدريج دارد جاي خودش را مي دهد به الگوهاي ارتباطي شبکه اي و در واقع سيستمي که در آن کاربر توليد کننده و خود صاحب صداست. در واقع نظام ارتباطي جديدي در حال شکل گيري است که نظام معنايي متناسب با خودش را هم بازتوليد مي کند. لذا شما وقتي وارد مي شويد در باب اينکه چرا اين رسانه ها اغلب بستري مي شوند براي اينکه صداهاي متفاوت و روايت هاي جايگزين با روايت هايي که سازمان هاي بزرگ خبري تلقين و ترويج مي کنند، بايد دليلش را در همين نظام ارتباطي جديد و نظام هاي معنايي تازه اي که بستر شکل گيري اش مي شوند جستجو کنيد. در مورد روزنامه نگاري هم رسانه هاي اجتماعي دارند مرز و معناي تازه اي ايجاد مي کنند. آنها مکانيسم هاي توليد و توزيع خبر را بازتعريف کرده اند. توليد محتوا را از انحصار سازمان هاي رسانه اي خارج کرده اند. حالا ديگر هر مصرف کننده توليد کننده هم هست. لذا مناسبات قدرتي تغيير يافته است. به خاطر همين سازمان هاي بزرگ خبري مجبور به پذيرش آنها شده اند، نه فقط در امور حرفه ای شان مثل دروازه باني و برجسته سازي بلکه از جهت سازماني هم سازمان هاي رسانه اي ناگزير به چابک سازي بيشتر و انعطاف پذيري بيشتر و کوچک سازي شده اند، و سازمان هايي که خودشان را با منطق بازي جديد وفق ندهند مجبور به نابودي هستند مثل شبکه هاي خبري که ورشکسته شدند و شبکه هايي که اگر به همين منوال حرکت کنند ورشکسته مي شوند.

ـ اشاره کرديد به اينکه مناسبات قدرتي تغيير کرده است. آيا منظورتان اين است که قدرت رسانه هاي اجتماعي از سازمان هاي رسمي خبري بيشتر شده است؟

ـ نه، هنوز تلويزيون ها حکومت مي کنند. چون تصوير نافذ است و بر احساسات چيره است. به خاطر قدرت تصوير و جذابيت هاي آن و البته دلايل ديگري هم دارد. اما يادمان باشد اينطور نيست که بگوييم مثلاً‌ يک خط کش بگذاريم و بگوييم از فلان تاريخ قدرت رسانه هاي اجتماعي از رسانه هاي جريان اصلي چيره شد. بسته به عادات مصرف رسانه اي، زيرساخت ها و گستردگي نفوذ رسانه هاي اجتماعي يعني محيط فناوري و حتي مسائل مربوط به محيط اجتماعي سياسي حاکم بر يک جامعه، اين مناسبات قدرت رسانه اي در جوامع مختلف متفاوت است. اما روند غالب جهاني به اين سمت است و يا به عبارت ديگر تحقيقات در کشورهاي مختلف نشان مي دهد که ميزان رجوع مردم به رسانه هاي اجتماعي به انگيزه هاي مختلف از جمله کسب خبر در حال افزايش است و اين منحصر به جغرافياي فرهنگي خاصي هم نيست. اقبال به پلتفورم وايرلس جهاني است بخصوص در ميان جوانترها. و اين فقط به مصرف خبري محدود نيست بلکه مخاطب يا در حقيقت کاربر به توليد روآورده است.

ـ مشارکت شهروندان در فضای روزنامه نگاری در جهان پررنگ تر از ایران است، در ایران حتي روزنامه نگاران در فضای اجتماعی فعال تر هستند. علت آن چیست؟

ـ دلايل متعددي دارد که شايد بتوان در دو دسته قرار داد. يکي دلايل سخت افزاري است. اينجا زيرساخت ها هنوز چندان مناسب نيست در مقايسه با کشورهاي پيشرفته اما همه اش هم به زيرساخت مربوط نيست. همانطور که گفتم رسانه هاي اجتماعي با خودشان فرهنگ و فضاي معرفتي خودشان را هم دارند. به خاطر همین هم هست که به قول آگبرن فناوري هاي جديد فاصله هاي اجتماعي را تشديد مي کنند، فاصله بين آنها که با اين رسانه هاي جديد و فرهنگشان بزرگ مي شوند و آنها که به قول وی تاخر فرهنگي دارند. نوجواني که با اين رسانه ها بزرگ شده عادت دارد که نظر بدهد يعني لايک بکند، کامنت بگذارد، ابراز نظر کند. اين فرق مي کند با آنها که صرفاً پاي تلویزیون بزرگ شده اند.

ـ فعال شدن شهروندان در فضای رسانه های اجتماعی و تبدیل شدن آنها به خبرنگاران، تا چه میزان فضای روزنامه نگاري را تغییر می دهد؟

ـ البته که تاثیر جدی می گذارد. با روزنامه نگاری شهروندی دیگر مخاطب دارای صدا و صاحب نظر است و با تغییر جایگاه مخاطب دیگر بازیگران روزنامه نگاری هم باید نقش های تازه ای بگیرند. اصلاً صحبت از نهاد زدایی و حرفه زدایی است. امکان سهل و ساده تولید و توزیع محتوا از سوی شهروندان سازمان های رسانه ای را با چالش های متعددی روبرو کرده است. سازمان های رسانه ای وظیفه شان مشروعیت بخشی به گفتمان حاکم است و روزنامه نگاری شهروندی از سوی شهروندان از یک جهت به گفتمان های حاشیه ای امکان بروز و ظهور بیشتری داده است. اما در بسیاری موارد هم نقش مکمل را دارد. مثلاً در گزارشگری بحران ها به کمک سازمان های بزرگ خبری آمده است و تا حادثه ای تروریستی و یا طبیعی رخ می دهد اولین تصاویر و اخبار را نه گزارشگران رسانه ها که شهروندان می دهند و رسانه های بزرگ خبری هم از این روایت های ناب دست اول استقبال می کنند. اتفاقاً با همین حوادث طبیعی هم بود که اول بار روزنامه نگاری شهروندی خود را اثبات کرد. صداهای مردم وارد شبکه های خبری شده است. اجازه بدهید همین جا عرض کنم که خام اندیشی است اگر تصور کنیم این روایت های دست اول و این صدا ذره ای به معنای به اصطلاح مردمی شدن سازمان های رسانه ای شده است. سازمان های رسانه ای از صدای مردم در راستای مشروعیت بخشی به ایدئولوژی خودشان بهره می گیرند. تحقیقی انجام شده در آمریکا که همین را کار کرده و دسته بندی کرده جلوه های حضور مردمی در شبکه ها و اینکه چه استفاده هایی رسانه ها از اینها کرده اند. مثل تایید برخی اصول و شعارها، القای بی طرفی و از این قبیل. به هرحال رسانه های اجتماعی جایگاه و برخی از اصولی که روزنامه نگاری برای خودش قائل بود را به چالش کشیدند. از بین پست مدرنیست ها که از افول معیارها و پندارهای مدرنیسم سخن می گویند، لیوتار به نکته جالبی اشاره می کند، می گوید مدرنیسم به خاطر اثرات فناوری های جدید بر فرایندهای اجتماعی به چالش کشیده شد. به نظرم یکی از جلوه های سخن او همین تحولات در فناوری های ارتباطی و در جهان روزنامه نگاری است. تحولاتی که در نتیجه ورود فناوری های جدید و نرم افزارها و اپلیکیشن هاست و به نوعی تحولاتی پارادایمیک را باعث می شوند. به خاطر همین هم هست که روز به روز ما شاهد هستيم که شرکت هاي رسانه اي جهان روي اين رسانه ها حساب بيشتري باز مي کنند و به انگیزه های مختلف مثل تعامل با مخاطب، سوژه یابی، درگیر کردن مخاطب با اولویتها، بستری برای توزیع هدفمند و نسبتاً موثر محتوا، استراتژی هایی را به منظور استفاده از رسانه های اجتماعی بکار می گیرند. محققی گفته بود امروز شرکت های رسانه ای ناگزیر از تدوین استراتژی در زمینه رسانه های اجتماعی هستند.

ـ با گسترش رسانه های اجتماعی، فضای آتی روزنامه ها و خبرگزاری هاي کشورمان را چگونه ترسیم می کنید؟

ـ روزنامه ها بواسطه سايت هاي خبري از رونق افتاده اند. البته اين به کشور ما محدود و منحصر نيست. صنعت چاپ با مخاطرات جدي روبروست. البته من معتقد نيستم که مشکل فروش روزنامه هاي ما فقط به خاطر سايت هاي خبري و رسانه هاي اجتماعي است. روزنامه دیگر نمی تواند در سرعت انتشار خبر حرفی برای گفتن داشته باشد. لذا بايد متکي به تحليلگرانش باشد. امروز کار روزنامه نگار در روزنامه به نوعي کار روشنفکري است. منظورم این است که باید صاحب ایده باشد و اهل قلم، اصلاً به برچسب هایی که معمولاً به این اصطلاح می زنند در اینجا کار ندارم. بسيار ديده ایم که تيتر خبرهاي روزنامه ها همان تيترهای سايت های خبري بوده که روز قبل خوانده ایم با محتوايي یکسان و یا مشابه. اين يعني روزنامه نگار کپي پيست کرده است. در حالي که باید به آن خبر کوتاه و مختصر سايت تحليلي اضافه کند، با قلمي گيرا و تفسيري جذاب خبر را منتشر کند نه اينکه همان را کار کند. در مورد خبرگزاري هم نام اين سايت هاي خبري را نمی شود خبرگزاري گذاشت. خبرگزاري تعريف خودش را دارد. موسسه اي است که کسب و کارش توليد و فروش خبر است به رسانه ها و یک بخش محدودی هم اخبار محرمانه است که بولتن می شود برای مسئولان، در همه جای دنیا هم همینطور است. اما سايتي که همه اش تحليل سياسي است و گزارش هاي خبري جناحي و جانبدارانه که نمی توان نامش را خبرگزاری گذاشت. هر موسسه اي که کار خبري مي کند که اطلاق خبرگزاري به آن درست نيست. در کشورهای پیشرفته تعداد خبرگزاری ها محدود و انگشت شمارند نه اینکه تعدادی از سایت های خبری اسم خودشان را خبرگزاری بگذارند. به نظرم ما نياز داريم که موسسات رسانه اي مان واحد تحقيق و توسعه فعالي داشته باشند و محدود به پلتفورم خاص نشوند و در ديگر پلتفورم ها هم ورود کنند. لازمه بقا و افزايش سهم بازار در بازار پر رقابتي که امروز در صنعت رسانه وجود دارد و البته رقابتي و پيچيدگي اش به همين رسانه های اجتماعی است، اجازه نمي دهد که مدير يک روزنامه بخواهد با کپی پیست از سایت ها همچنان سهم بازارش را حفظ کند. صنعت رسانه مختصات تازه ای پیدا کرده است. یک چهارم مردم سیاره زمین به اینترنت دسترسی دارند. الان گوگل یکی از بزرگترین شرکتهای جهان است که سالانه بیش از ده میلیارد دلار درامد دارد. تبلیغات دارد هر سال بیش از پیش به اینترنت کوچ می کند چون توجه ها دارد آنجا می رود. مدیر یک رسانه چطور می تواند نسبت به این مساله بی تفاوت باشد. الان رسانه های پیشرو در جهان دارند سردبیر رسانه های اجتماعی استخدام می کنند. روزنامه ها و به اصطلاح خبرگزاری های ما با تداوم این وضع آینده ای ندارند، حالا بگذریم از اینکه اکثر آنها با این میزان فروش و برگشتی همین الان هم ورشکسته محسوب می شوند چه برسد به اینکه بخواهیم در مورد آینده شان صحبت کنیم. البته شنیده ام که برخي موسسات و سازمان هاي رسانه اي از جمله همشهری و سازمان صداوسيما برنامه هاي خوبي در اين زمينه در دست دارند و انشاالله در دوره مديريت جديد سازمان صداوسیما شاهد تحولات رسانه اي و سازماني خوبي خواهيم بود.

ـ اين بحث بسيار مبسوط و مفصل است اما به سراغ کتاب برويم، این کتاب نسبت به دیگر آثاری که در این حوزه منتشر شده اند؛ چه تفاوت و ویژگی هایی دارد؟

ـ در حوزه روزنامه نگاري و رسانه هاي اجتماعي اين يک کتاب منحصر به فرد است. تنها کتابي که در اين حوزه است کتاب وبلاگ نويسي و روزنامه نگاري است که آن هم تاليف اقاي سلطان آبادي و ويراستاري بنده است. مي دانيم که وبلاگ يکي از رسانه هاي اجتماعي است و اين کتاب علاوه بر وبلاگ ها به ديگر رسانه هاي اجتماعي از جمله شبکه هاي اجتماعي هم پرداخته است. پس ويژگي اول اين کتاب منحصر به فرد بودش است. ويژگي دوم اين کتاب در کوتاه و گويا بودن آن است، يعني اين اثر لب لباب نسبت رسانه هاي اجتماعي و روزنامه نگاري است. من هر جا لازم دانستم از جملات کاستم و البته شنيدم که پس از من هم دکتر توکلي اين نهضت را ادامه دادند. اما کار ايشان اين بود که اثر را از هر نگاه ستايش آمیزی نسبت به شبکه هاي اجتماعي زدودند و اين شد خصوصيت سوم اثر، يعني اين کار کاملاً علمي و بي طرف است. هم از غلو و ستايش بري است، و هم اينکه نگاه بدبين به رسانه های اجتماعی ندارد و فارغ از هرگونه تعبير استخفافي است.

ـ در این کتاب به انواع رسانه های اجتماعی اشاره شده است، به نظر شما کدام رسانه بیشترین تاثیر را در روزنامه نگاری دارد؟

بستگي دارد به جايگاهي که هر کدام از اين رسانه ها در يک کشور يا منطقه دارند. يک تحقيقي در اروپا انجام شده بود و ديده بودند روزنامه نگاران از ويکي بسيار در توليدات خود بهره می برند. اما تا آنجا که به خاطر دارم تحقيقات متعددي نشان داده اند که خبرنگاران براي تاييد گزارش هاي خبري خود از توئيتر استفاده مي‌کنند. البته هر کدام از این رسانه ها سهم و جایگاه خودشان را دارند که در کتاب به خوبی تشریح شده است. اما حالا اگر بخواهم به سوال سرکار جواب داده باشم به نظرم توئيتر بيشترين تاثير را دارد. وسعت و سرعت توزيع خبرها در توئيتر به حدي است كه گفته مي‌شود: خبر وقوع رويداد نيست، بلکه توئيت است. به قول يکي از محققين با توئيتر روزنامه نگاري ديگر ما را چون هوايي که تنفس مي کنيم در بر گرفته است.

ـ و در پایان اگر نکته ديگري وجود دارد، بیان کنید.

ـ من در پايان مي خواهم از مديران موسسات رسانه اي، روزنامه ها، سايت هاي خبري … خواهش کنم نسبت به رصد تحولات صنعت شان و ارتقاي روزنامه نگاران شان توجه بيشتري داشته باشند. اين کتاب براي آنهاست و نه فقط این کتاب، مخاطب کتاب هاي حوزه رسانه ها و روزنامه نگاري اين موسسات هستند و اينها بايد حمايت کنند. من بواسطه تحقيقي به برخي از اين موسسات مي روم و با برخي روزنامه نگاران صحبت مي کنم. آنها مي گويند ما نمي دانيم در دنياي روزنامه نگاري چه خبر است. خب، موسسات بايد جلسات کتاب خواني بگذارند و کتاب ها و مقالات را تهيه کنند. تحقيقات و تاليفات حوزه رسانه ها بدون کمک صاحبان رسانه ها پيش نمي رود. مخاطب اصلي غير از دانشجويان و علاقه مندان، آنها هستند.

ـ متشکرم از وقتی که در اختیار ماهنامه گذاشتید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *