نگاهی به استراتژی های انتخاباتی – یادداشتی برای مدیریت ارتباطات

Date دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶

ماهنامه مدیریت ارتباطات شماره ۸۵ خرداد ۹۶

نگاهی به استراتژی های انتخاباتی

امید جهانشاهی

پژوهشگر ارتباطات و رسانه

با اینترنت گویی دنیا وارد مرحله دیگری شده است. به طوریکه می توان از تقسیم بندی جهان به قبل از اینترنت و بعد از اینترنت سخن گفت. همه عرصه ها و صنایع، همه حوزه ها و زمینه ها، پس از اینترنت وارد بافت و بستر جدیدی شده اند.

واقعیت این است که کمپین های انتخاباتی نیز وارد عصر تازه ای شده اند و به شدت متاثر از رسانه های جدید و اجتماعی هستند. انتخابات ریاست جمهوری اخیر امریکا به صراحت قدرت شبکه های اجتماعی را در مقابل رسانه های جریان اصلی اثبات کرد.

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری کشور ما نیز رسانه های جدید و بخصوص تلگرام به شدت تاثیرگذار بودند. در این زمینه هر دو کمپین به شدت فعال بودند. تلگرام آکنده بود از ویدیوها و عکس ها و جملات کوتاه در ستایش اردوگاه خودی و نقد و نکوهش طرف مقابل. انبوه درهمی از حقیقت و شایعه فضای تلگرام را پر کرده بود. هر دو کمپین برای تولید محتوای متناسب با تلگرام برنامه و سازماندهی داشتند و این نشان می دهد که هر دو طرف به اهمیت و ظرفیت تلگرام آگاهی داشتند. اما آن چیزی که باعث می شد برخی تولیدات تلگرامی کمپین آقای روحانی با اقبال بیشتری مواجه شود و ایشان در نظرسنجی ها جلوتر بیفتد، استراتژی های انتخاباتی و نیز رویکردهای گفتمانی ایشان بود.

استراتژی انتخاباتی آقایان قالیباف و رییسی بر مشکلات اقتصادی مردم محروم متمرکز بود. آنها وضعیت موجود اقتصادی را تیره نشان می دادند و کارامدی دولت در حل مشکلات را زیر سوال می بردند. همچنین آقای رییسی بر فسادهای موجود و لزوم مقابله با آنها تاکید می کرد. این استراتژی آنگونه که امید می رفت کامیاب نشد. این کاندیداها اگرچه بر مشکلات ملموس اقتصادی مردم انگشت تاکید گذاشته بودند و اقشار مختلفی از مردم در این زمینه با آنها همداستان بودند اما راهکار و برنامه مشخصی برای برون رفت از این وضعیت ارائه نمی کردند. اگرچه شعارهایی غلوآمیز در مورد افزایش یارانه ها و اشتغال ۵ میلیون نفر، ابتدا با اقبال عموم بویژه در مناطق محروم مواجه شد اما به تدریج با نقدهای مختلفی که در رسانه ها منتشر شد و بخصوص موضع گیری رییس مجلس در نقد افزایش یارانه ها بهطور محسوسی کاهش یافت.

تعداد نازنشر مطالب تلگرامی و باز توئیت ها و نیز روند نظرسنجی های انجام شده به روشنی نشان می دهد که کمپین آقایان قالیباف و رییسی نتوانستند با برجسته سازی نامناسب بودن وضعیت اقتصادی فعلی کشور اکثریت مردم را قانع کنند که دولت بی تدبیر است. یکی از دلایل آن این بود که اکثر مردم با وجود مشکلات اقتصادی در این دولت آنرا با قبل از آن مقایسه می کردند و دلیل دیگر این بود که شیوه برجسته کردن مشکلات اقتصادی امروز بسیار نامناسب بود. برای مثال در مناظره ها تعابیری مثل «ملت بدبخت» یا «آن بیچاره ای که…» استفاده شد. در واقع نحوه بیان نامناسب باعث شد این سیاست اثربخشی مورد نظر را نداشته باشد. همچنین استراتژی انتخاباتی آقایان قالیباف و رییسی تک بعدی بود و تنها ناظر بر اقتصاد بود. انها در زمینه سیاست خارجی و فرهنگ ورودی امیدبخش نداشتند و تنها بر وضعیت نامناسب اقتصادی و لزوم حل فقر و محرومیت متمرکز بودند. شعار مبارزه با مفاد اقتصادی آقای رییسی نیز چندان اقبال را در پی نداشت چون ایشان خود سالها در مصدر مبارزه با فساد و در قوه قضاییه بودند.

در مقابل استراتژی انتخاباتی آقای روحانی در وهله اول چیزی بود که آقای رییسی نام آنرا رقیب هراسی گذاشت. آقایان روحانی و جهانگیری وضعیت نامناسب دولت قبل را یاداور می شدند و دولت مطبوع آقای رییسی را ادامه دولت قبل معرفی می کردند. آنها توانستند اکثریت را با خود همداستان کند. یکی از دلایل این باورپذیری وجود اعضای دولت نهم و دهم در ستاد آقای رییسی بود. علاوه بر اینکه آقای روحانی در رقیب هراسی کاملاً موفق به نظر می رسید، ایشان رویکرد رو به جلویی هم داشت و از آینده هم سخن می گفت در حالیکه رقبایش فقط بر محرومیت و فقرزدایی متمرکز بودند. آقای روحانی تک بعدی هم نبود بلکه از برگ برنده خود در سیاست خارجی دفاع می کرد و در فرهنگ و هنر ورود می کرد و از گشایشها می گفت.
فرهنگ و هنر که یکی از حوزه های جدی تقابل دو اردوگاه بود، چون به دلایلی روشن، یکی از نقاط ضعف جدی آقای رییسی به شمار می رفت. ضمن اینکه راهکار ایجاد جذابیت در این زمینه که همان نشست با آقای تتلو بود (به مثابه نمادی از به اصطلاح موسیقی عامه پسند و البته دارنده پرطرفدارترین صفحه اینستاگرام فارسی) نه تنها کمکی نکرد بلکه کاملاً نتیجه عکس داد، چون اردوگاه مقابل با واسازی گفتمانی معنای دیگری از این نشست ارائه کرد. آنچه اردوگاه آقای رییسی از تتلو امیدبسته بود با مقاومت نشانه شناختی مردم مواجه شد چون این دال عاریتی هیچ نسبتی با گفتمان اصولگرایی نداشت. توجه داشته باشیم که او حتی یک خواننده پاپ هم به شمار نمی رود بلکه خواننده ای ساختارشکن با اشعاری سخیف است که برای طیف خاصی بخصوص بخشی از نوجوانان جذاب است. با این حال به نظرم از هر دو سو در مورد نقش تتلو در آرای انتخابات بزرگنمایی می شود و البته هر سو نفع خود را از این بزرگنمایی جستجو می کند. اردوگاه آقای روحانی به این وسیله خیابان ها را برای تمسخر رقیب بسیج کرد و اردوگاه آقای رییسی به این وسیله سعی کرد بی برنامه بودن و اشتباهات خود را پشت تتلو پنهان کند. معتقدم فارغ از استراتژی های انتخاباتی اساساً اصولگرایی مشکل گفتمانی دارد و باید مختصات اصولگرایی در زمین و زمانه امروز مورد بحث بزرگان اصولگرایی قرار گیرد.

هیچ پاسخ به “نگاهی به استراتژی های انتخاباتی – یادداشتی برای مدیریت ارتباطات”

    نظر دهید

    XHTML: برچسب های مجاز: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>