در انتظار عبور

Date سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷

تاکسی معروف بود به بحث های سیاسی مردم بی حوصله یا آنها که دنبال جایی برای گفتن می گشتند. اما گویی مدتهاست کسی در تاکسی بحث نمی کند. حتی در این گرمای کلافه کننده و ترافیک کسالتبار که سکوت هم آزار دهنده است اگر رادیو نباشد؛ هرچند صدای یکنواختش هم هست و هم نیست. بین دو مسافری نشسته ام که نه به گوشی مشغولند و نه گوش به رادیو دارند. انگار به قهر نشسته‌اند. برنامه رادیو، گزارش بی آبی است و راه های صرفه جویی و همه سویه به سمت مردم که چرا صرفه جویی نمی کنیم. صحبت دوش گرفتن است و ظرف شستن خانمهای خانه دار. مجری گله می کند که چرا برخی توجه نمی کنند به هشدارهای کم آبی و آقای کارشناس نظریه می دهد که چون مردم ایران باورپذیر نیستند و … آن کارشناس دیگر می گوید مردم مسئولند در برابر کم آبی و باید اعتماد کنند به هشدارهای مسئولین.
مردی سخت در تامل است، شاید حساب می کند کشت هندوانه در شهرهای مختلف چقدر آب می برد. خانمی زل زده به چمن های وسط بلوار، انگار می خواهد بپرسد چه کسی باید مدیریت کند اینهمه فضای سبز را در این کم آبی. جوانی جلو نشسته پوزخند می زند شاید می خواهد سوال کند در کنار تبلیغات ارسال ماهواره به فضا و غنی سازی و نانو و … بهتر نبود فکری به حال فناوری مضحک کولرهای آبی آب هدرده می شد در طول سی سال گذشته. راننده هم ساکت است هرچند او هم حرفها در دل دارد. شاید او می خواهد بپرسد دوره قبلی مجوز بی حساب و کتاب چاه های عمیق داده شد، بعدش چگونه مدیریت شد؟ کسی گزارشی داد به مردمی که حالا از بی اعتمادی شان گلایه می شود؟
عجیب نیست که دیگر کسی در تاکسی بحث نمی کند. انگار مسافران دل سپرده اند به عبور تاکسی از این خیابان کلافه کننده و کسالتبار.

هیچ پاسخ به “در انتظار عبور”

    نظر دهید

    XHTML: برچسب های مجاز: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>