سوختن کارنامه ها و سابقه ها

دکتر محمد علی نجفی که شهره بود به آرامش و مشی و مرام جنجال گریزی و اخلاق سیاسی، حالا دو روز است جامعه را در شوک فرو برده است. او همسر دومش را با دو گلوله به قتل رسانده است. خبری باورنکردنی، تلخ و هول انگیز که بسیاری از دوست و دشمن و رقیب و یار را به واکنش واداشته است. برخی به افسوس آه کشیدند، برخی از توطئه «پرستو» نوشتند، برخی حرص خوردند که چرا پوشش های خبری نخست آنچنان که باید دلشان را خنک نکرده است.
البته کارنامه زندگی دکتر نجفی آنقدر بود که چنین همه را متوجه خود کند. وزیر علوم، وزیر آموزش و پرورش، رییس سازمان برنامه، شهردار تهران؛ یکی از اینها کافی است که کسی ادعای بزرگی کند و او که همه اینها را در کارنامه داشت به دامی دل داد و همه چیز را باخت. 
اقای عبدالرضا داوری در توئیتی چه صادقانه گفته که «می توانست حذف فیزیکی همسر دوم را برون سپاری کند». اگرچه این سخن نقدهای زیادی را متوجه مشاور احمدی نژاد کرده است اما به گمانم این حرف دل برخی از سیاسیون و مسئولان کشور است اما نجفی از این سنخ نبود و به رفتاری ساده، مودبانه، صمیمی و بی آلایش شهرت داشت.
قصد ستایش او ندارم اما در سرزنش قربانی هم هنری نمی بینم. فقط دلم گرفته است از ضعف و زبونی آدمی که به غفلتی همه بزرگی و کارنامه اش را بر باد می دهد. در شوکم از این رسم بی رحم روزگار.
دامها برای نامها همیشه پهن اند، انکه دلش را به باد می دهد نامش پایدار نمی ماند. اعتبار نامش را باد می برد.
اما این تنها کارنامه و سابقه نجفی نیست که سوخت، در شرایط اجتماعی سیاسی که امکان گفتگو و مفاهمه در لایه های مختلف (از سیاستمداران تا زیرپوست شهر و زندگی عادی) مسدود یا معیوب است و در نتیجه بی اعتمادی ترویج می شود، نا امیدی و ناامنی تقویت می شود و حساسیتهای اخلاقی و همدلی تضعیف می شود، همه کارنامه ها و سابقه ها یکی یکی خواهند سوخت.

.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *