گفتگوی سیاسی در رسانه های اجتماعی

رسانه های اجتماعی سیاست و گفتگوی سیاسی را متحول کرده اند. حالا شهروندان بخش مهمی از این گفتگو هستند و به اصطلاح دوران “قدرت در جیب” آغاز شده است. هر کسی روایتش را وارد گفتگوی جمعی می کند و اجتماع های روایتها با لایکها و کامنتها خود را تحمیل می کنند.‌
پژوهشگرانی که این تحول را مثبت ارزیابی می کنند، رسانه های اجتماعی را ابزاری برای شفافیت و تنوع بیشتر می دانند و آنرا بستری برای آموزش مدنی و فرصتی برای تجلی به اصطلاح دموکراسی ناب یونانی دانسته اند،کنایه از زمانی که مردم آتن در میدان بی واسطه و مستقیم اعلام نظر می کردند.
مخالفان این دیدگاه، معتقدند در مورد محاسن گفتگوی مستقیم و ارتقای شفافیت و تنوع بزرگنمایی شده است. آنها معتقدند رسانه های اجتماعی در عمل بستری برای گفتگوی جدی و منطقی درباره مسائل اصلی جامعه نیستند بلکه ساخت این رسانه ها به گونه ای است که روایتهای ساده سازی شده، احساسی و جذاب، و مبتنی بر زبان شعار و عوام پسند بیشتر مورد اقبال کاربران برای لایک شدن قرار می گیرد. ابعاد مختلف این موضوع در ادبیات مربوط به تهدیدات رسانه های اجتماعی برای دموکراسی وجود دارد که می کوشد نشان دهد گفتگوی سیاسی در رسانه های اجتماعی یک گفتگوی آگاهانه نیست بلکه منطق پوپولیستی دارد و بعضاً کنایه، به تمسخر گرفتن و پرخاشگری بخشی از منطق پوپولیستی گفتگوی سیاسی در این رسانه ها است.
هر دو دیدگاه بخشی از واقعیت گفتگوی سیاسی در رسانه های اجتماعی را نشان می دهند اما این همه ماجرا نیست. عوامل دیگری نیز در این گفتگو موثرند. بر اساس تحقیقات حوزه علوم شناختی، جامعه ای که تحت فشار اقتصادی و نا امید نسبت به آینده است سوگیری شناختی خاصی نسبت به رویدادها پیدا می کند. قضاوت بخشی از این جامعه، قضاوتی تک بعدی و انتقام جویانه است.
همچنین طبق نظریه کنش منطقی، رفتارها (در اینجا کنشگری سیاسی در رسانه های اجتماعی) تنها متاثر از نگرش سیاسی نیست بلکه  هنجارهاي فرهنگي حاکم بر نزدیکان فرد و عوامل زمينه‌اي مثل فشار اقتصادی و نارضایتی بر کنشگری وی تاثیر می گذارد و او را وادار به قضاوتی پرخاشگرانه نسبت به همه چیز می کند.
آن مختصات رسانه های اجتماعی و این مقتضیات جامعه ایرانی، گفتگوی سیاسی در رسانه های اجتماعی را با دشواری مواجه ساخته است. این حجم بی حد از سوء تفاهم و توهین در رسانه های اجتماعی نشان دهنده دو مساله جدی است که موانع گفتگوی سیاسی هستند: فرهنگ خودمحوری و ارزش قائل نبودن به “درک دیگری”، و  ناامیدی به آینده.
رسانه های اجتماعی تاثیرگذار هستند، موانع گفتگو را جدی بگیریم، اینها موانع زندگی هستند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *