در و دیوار اعلام خطر می کند

اعتراضات به گران شدن بنزین، آذر ۹۸ را همچون دی ۹۶ به تاریخی تلخ بدل کرد. حالا به بانگ بلندی از تریبونهای رسمی خبر "بازگشت آرامش" به گوش می رسد؛ اما پیروزی پلیس پوسته ظاهری ماجراست.
فارغ از اینکه سهم تحریمهای شدید خارجی و ناکارامدی و فساد داخلی چقدر باشد، بهرحال فشارهای اقتصادی مشروعیت گفتمان مستقر را نزد بسیاری از آنها که روزی مستضعف خوانده می شدند و اصالتاً هوادار ارزشهای انقلابی بودند، کاسته است. در واقع با فشارهای اقتصادی حالا آنها به طبقه متوسط معترض اضافه شده اند.
فشار اقتصادی اگرچه دلیل فریاد اعتراضی است اما زمینه ساز نارضایتی انواع ناکارامدی هاست. مثل ناکارامدی در برخورد با بدهکاران بزرگ بانکی تا ناکارامدی شرم آور در حل مساله ساده ای چون فوتبال دیدن خانمها در ورزشگاه.
فارغ از سیل بی امان مهاجرت، واقعیت مشهود آنست که بسیاری از خانواده های جوان که مانده اند، سبک زندگی و مصرف فرهنگی شان تقریباً خارج از گفتمان حاکم تعریف می شود. آیا این مهاجرت فرهنگی چیزی جز سرد شدن گفتمان مستقر است.
نتایج تحقیق در مورد وضعیت اجتماعی فرهنگی جامعه ایران که در سال ۱۳۹۵ در ۴۲۶ شهر و با نمونه آماری ۸۲ هزار نفر  انجام شد، نشان داد که ۲۹ و ۸ دهم درصد از پاسخگویان تمایل به زندگی در کشوری بجز ایران را دارند. آیا با توجه به سقوط ارزش پول ملی در سال ۹۷ با چند برابر شدن دلار و فشار مضاعف ناشی از گرانی اخیر بنزین (ولو اینکه از لحاظ کارشناسی مشروع باشد) این فرایند سرد شدن گفتمان مستقر تشدید نشده است؟
اگر زمانی شجاعتی لازم بود که نهیب زند من اعلام خطر می کنم حالا روند تغییر باورها و ارزشها در جامعه نهیبی صدبار بلندتر است برای اعلام خطر.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *