دوباره سلامي سبز و ساده


از مدتها پيش در اين خيال بودم كه خانه نو كنم در فضاي مجازي اما … بهرحال اين مشكلي كه پيش آمد براي پرشين بلاگ عزمم را جزم كرد. مدت كوتاهي است ننوشتم اما واقعا وقتي عادت مي كني به نوشتن در فضاي مجازي ديگر ترك كردنش مثل آن مي ماند كه گم كرده داشته باشي. باور كنيد دلگيري خاصي داشت.

بهرحال آمدم خانه جديد و مانده ام به سلامي دوباره كه چگونه نثار دوستان كنم. ديدم اين خانه همان است و سلامم نيز همان سلام سبز و ساده سرآغاز وبلاگ قبلي ام بايد باشد.

“دير زمانی است که وبلاگ می خوانم و سر نوشتنم نبوده تا حالا که با تشويشی شيرين اين سطور می نگارم و مانده ام از کجاست اين دلشوره پرشور. چرای نوشتنم اما شايد به ميلی نا گفتنی می رسد به رسانه ای … خاص …خاص ما … در وبلاگ رسانه نسل ما چيزی هست که ناگزير خواستنی است.اول اينکه متعلق به همه است همه و همه.هر کس می تواند حرفش را بزند.سرمايه نمی خواهد انحصار ندارد خودتی و حرف دلت و مهمتر اما اينکه با وبلاگ ريا نمی شود کرد.فکر کردن با صدای بلند است.نقاب نمی شود زد. احساست ايده ات شکوه و حتی فريادت را می توانی بيان کنی هر روز هر لحظه.و ديگر اينکه مجال پرده پوشی نيست عيان به عالميان است اگر اراده کنند به کليکی! … اميدوارم سلام ساده و سبز مرا بپذيريد.”

هنوز لينك همه دوستان را وارد نكرده ام. به تدريج اين كار را خواهم كرد. اميدوارم لينك مرا هم اصلاح كنيد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *