جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹
برای جستجوی مطلبی سراغ کتاب « نویسندگی برای مطبوعات و رسانه های الکترونیک » رفته بودم که به ذهنم رسید شما را در برخی از این گفته های ماندگار روزنامه نگاری شریک کنم.
این کتاب را نوروز خوانده بودم و یادداشتهای خوبی از آن برداشتم که امیدوارم به زودی آنها را سروسامان دهم.
انسان می تواند در هر زمانی بنویسد، به شرطی که با لجاجت هر چه تمام تر، این هدف را دنبال کند. (جیمز بازول، به نقل از دکتر ساموئل جانسون) {ص۹}
سوژه را سفت بچسب، واژه ها دنبالش می آیند. (کاتوی ارشد، ۱۴۹ـ ۲۳۴ قبل از میلاد) {ص۱۰۷}
گزارشگری خوب به این است که بتوانی در زمان مشخصی خوانندگان را به درون گزارشی بکشی که قبلاً هرگز به آن توجهی نمی کردند. (هنری پورتر، مقاله «سردبیران و مغروران»، از کتاب «اسرار مطبوعات» (۲۰۰۰)، انتشارات پنگوئن) {ص۱۳۱}
رسانه ها هیچ گزینش دیگری جز پرسش از دولت حاکم و وضعیت پرسش برانگیز آن لحظه ندارند، البته نه به این دلیل که آنها خاص هستند، بهترند یا متکبر و گمارده اند، بلکه به این دلیل که اگر آنها پرسش نکنند، هیچ کس دیگری این کار را انجام نخواهد داد. (جان توسا، مدیر اسبق سرویس جهانی بی بی سی) {ص۱۵۵}
همه شنیده ایم که اگر یک میلیون میمون روی یک ماشین تحریر بکوبند، سرانجام تمام اثار شکسپیر را باز تولید خواهند کرد. حالا به برکت اینترنت می دانیم که این حرف درست نیست. (رابرت ویلنسکی، سخنرانی در همایش ۱۹۹۶) {ص۱۸۹}
هر نویسنده ای از طریق نحوه استفاده اش از زبان، چیزهای را درباره روحیه، عادت، توانایی و سوگیری هایش برملا می کند. (ای. بی. وایت در کتاب «عناصر سبک») {۲۸۷}
ادبیات هنر نوشتن چیزی است که دوبار خوانده می شود. روزنامه نگاری چیزی است که بلافاصله درک شود. (سیریل کونولی) {۲۶۳}
پست شده در ارتباطات ـ روزنامه نگاری
هیچ نظر » توسط امید جهانشاهی
دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۹

پست شده در ارتباطات ـ روزنامه نگاری
هیچ نظر » توسط امید جهانشاهی
شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۹
این روزها، انتقادات از همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور بالا گرفته است. سویه این تندی ها به سوی آقای مشائی است که گفته هایش همواره بدنه و سران کلاسیک اصولگرایی را برانگیخته است. اما ورای نگاه بدیع و سخن صریح مشائی، این همایش را از زاویه دیگری نیز می توان دید.
۱ـ در حالیکه طبق آمارهای رسمی تعداد قابل توجهی از جوانان تحصیلکرده در تلاش برای ترک کشور هستند. بر اساس چه شرایطی، می توان قبول کرد که گروهی از ایرانیان متخصص به کشور بازگردند؟ با وجود قطع همکاری پروژه های «عسلویه» با هزاران مهندس جوان به دلیل رکود و تعطیل بسیاری از پروژه های نفتی، و نیز رکود موجود در دیگر حوزه های صنعتی، و با وجود این همه مهندس و متخصصی که در زمینه های غیر تخصصی شان مشغول به کار هستند، این متخصصین، به فرض بازگشت به کشور قرار است در کدام بخشها مشغول به کار شوند؟
۲ـ در حوزه علوم انسانی، آیا در شرایطی که اعلام شده است اساتیدی که ایدئولوژی اسلامی را قبول ندارند و باورها و تفکرات غربی دارند، نباید در دانشگاه ها ادامه کار دهند، این اساتید که دیدیم، صلاحیت تدریس خواهند یافت؟
۳ـ خود آقای مشایی در مصاحبه با گفتگوی ویژه خبری گفت وقتی فردی قد و ظرفیتش بالا می رود نمیشود مانع مهاجرت او شد و گریزی از مهاجرت ندارد. اگر این گفته آقای مشائی از سر اعتقاد و باور باشد، (که به نظر من است)، چه هدفی جز یک شوی تبلیغاتی برای این همایش می ماند؟
۴ـ هزینه بلیط و تور ایرانگردی و … این هزار و چند صد نفری که با خانواده هایشان آمده بودند چقدر بود؟ آیا می ارزید به آن شوی تبلیغاتی دو روزه؟
واقعیت این است که «لولو» فقط «ممه» را نبرده! خوب که دقت کنیم، «لولو»ی بی درایتی، دروغ و دورویی، برای مملکت چیزی جا نگذاشته!
پست شده در دل نوشته ها
هیچ نظر » توسط امید جهانشاهی
چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۹
سایت سی ان ان خبر داد که «نیوزویک» فروخته شد. این هفته نامه مشهور که پنجاه سال متعلق به روزنامه واشنگتن پست بود، به غول صنعت استریو فروخته شد. ظاهراً این روزنامه به دلیل مشکلات اقتصادی مجبور شد این نشریه را به «هارمن» ـ صاحب بزرگترین شرکت استریو (و یا می توان گفت) صنایع صوتی آمریکا بفروشد.
هارمن گفته «جان میچام» سردبیر نیوزویک دیگر همکاری نمی کند اما بقیه پرسنل این نشریه به کار خود ادامه خواهند داد.
البته سی ان ان نوشته که درباره قیمت و شرایط فروش هنوز چیزی اعلام نشده است.
منبع
پست شده در مديريت رسانه
هیچ نظر » توسط امید جهانشاهی
یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
جناب جلال رفیع چیزی نوشته در باب خصلت مبارزه خصمانه و خاصیتی که به آن جهان معرفتی داد و با جان جوانان آن زمان کرد. و اما بعد کنایه ای زده به برخی برخوردها که این روزها باب روز است و انحراف را به اشاره یاداوری کرده است.
گذشته از آنکه آن گذشته را چگونه تفسیر کنیم، قلم رفیع یکی از قله های رفیع این اقلیم است که می توان به آن اقتدا کرد :
تفصیل و تشریح ویژگیهای عصر شریعتی و چمران و بهشتی را مجالی و کتابی و پژوهشی باید . امّا به قدر کاهش تشنگی یا شاید هم افزایش آن( !) باید سخنی گفت و نوشت . توجیه کردنِ (اعمّ از توجیه شرعی و ایدئولوژیک و روشنفکرانۀ) تهمت و افترا و بویژه تهمتها و افتراهای آبرومندانهتر (!) و کلاس بالاتر (!) با درجه غنی سازی متفاوتتر (!) ؛ یعنی داوریهای بیدلیل و شتابزده و سطحی یا متّکی بر دلیل نما و شِبه دلیل ، یکی از این ویژگیها بود . در واقع، دلیل نبود ، ذلیل بود . به قول سعدی: « دلیلش » نماند ، ذلیلش کردم …
… روزی در کتابخانه انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران ، یکی از همرزمان عزیز و صادق را دیدیم که کتابهای تفسیری و غیر تفسیری ناموران و علامههایی مانند محمدحسین طباطبایی و محمدتقی جعفری و مرتضی مطهری و ناصر مکارم شیرازی را از کتابخانه اسلامی دانشجویان بیرون میریخت و میگفت : کسی که نداند گلوله چیست و تفنگ کدام است و مبارزه مسلحانه ( به قول سهراب سپهری ) سیری چند ؟! ، چنین کسی اسلام و قرآن و وحی و تفسیر را هم نمیتواند بفهمد . چنین کسی جامعهشناسی و روانشناسی و مردمشناسی را هم نمیتواند درک کند . و سپس دیگری به حمایت او برخاست که: « یک سطر تفسیر قرآن که از زبان و قلم یک چریک و یک پارتیزان ـ مانند فلان اسطوره بزرگ و شهیدمان ـ صادر شود ، به یک دوره تفسیرالمیزان میارزد و بلکه به همان هم نمیارزد ! یعنی نه تنها برتر از آن است بلکه ناسخ آن است ! …
… از این قبیل رخدادها در آن روزگار بسیار دیده میشد . روزگاری بود شیرین و پرشور و تلخ و سنگین . اکنون نیز ممکن است به زبانی دیگر و به راهی دیگر و چه بسا ظاهراً در جهت مخالف با آن راه ، مشابه همین برخوردها و قضاوتها و معیارآفرینیها ، تکرار شود . آنگاه بیندیشید که شریعتی و چمران و بهشتی در چنین روزگاری میزیستند و در چنین هنگامهای میگفتند و مینوشتند .
متن کامل
پست شده در ارتباطات ـ روزنامه نگاری
هیچ نظر » توسط امید جهانشاهی