فصلنامه‌اي براي توانمندسازي روزنامه نگاران ـ يادداشتم در فصلنامه رسانه ويژه جشنواره مطبوعات

فصلنامه‌اي براي توانمندسازي روزنامه نگاران اميد جهانشاهي روزنامه نگاري و دموکراسي روزنامه نگاري مردم را از رويدادها «مطلع» مي سازد و نسبت به چيستي و چرايي رويدادها «آگاهي» مي بخشد. از اين منظر آنچه به عنوان «واقعيت» مورد اجماع عمومي يا گروه‌ها و اجتماع‌هاي انساني مختلف قرار مي گيرد، محصول تفسيرها و تحليل هاي مشروع از سوي روزنامه نگاري است. اگر مهمترين نقش هاي روزنامه نگاري را پاسخ طلبي از مديران و سياستمداران نسبت به اقدامات و ديدگاه هايشان، آگاه کردن مردم نسبت به همه رويدادهايي که به نوعي جنبه عمومي دارند، برجسته کردن چالش هاي پيش رو و مسائل مهم عمومي، چک کردن فکت ها، حمايت از تنوع ديدگاه ها با ارائه تحليل هاي هر دو طرف رويداد و چشم بيدار و ياداوري کننده درس هاي تاريخي بدانيم؛ مي توان به روشني دريافت که روزنامه نگاري به معناي واقعي کلمه امري براي تحقق و تقويت دموکراسي است. چراکه دموکراسي…

بخشي از روزنامه نگاران: به كارمان افتخار مي كنيم اما از شرايط كاري راضي نيستيم

يكي از نتايج جالب رساله ام در مورد توانمندسازي روزنامه نگاران، نكته اي است كه فكر مي كنم با هيچ يك از تئوري هاي علمي نمي خواند و شايد خاص جامعه روزنامه نگاران ايران و نشان دهنده شرايط خاص جامعه ايراني باشد. و آن اينكه درصد قابل توجهي از روزنامه نگارن از نظر متغيرهاي رضايت شغلي از جمله حقوق و دستمزد و … نسبت شرايط حرفه خود گلايه مند بودند اما در عين حال درصدي از آنها به شغل خودشان «افتخار» مي كردند. اين داده ها در نگاه نخست توجيه نظري در مديريت ندارند. چطور ممكن است درصدي از «كاركنان» به متغيرهاي رضايت شغلي نمره هاي پايين دهند اما به شغلشان افتخار كنند. واقعيت اين است كه روزنامه نگاري هميشه و همه جا آيينه جامعه و شرايط سياسي اجتماعي آن است. اينكه برخي از روزنامه نگاران چه دركي از كار خود دارند و چه رسالتي براي كار خود قائلند كه…

مستند ايرانگرد

امشب برنامه اي ديگر از مجموعه متفاوت و ديدني مستند ايرانگرد پخش شد. آقاي قارايي (تهيه كننده) در اين برنامه رفته بود در روستايي گويا گمشده، كاملاً ديرياب، بكر و از دسترس امواج رسانه ها دور، با مردمي محروم از هر چيز حتي آب، اما محبوب، آرام و مهمانواز، بواسطه فرهنگي كه از كوير سيراب مي شد. در آن سرزمين بكر و بي آب آنها هر ده روز با حدود ۸ ليتر آب استحمام مي كردند و خانه هاي كوچكشان را از درختان خرما مي ساختند كه مي بافتند همچون كفش ها و لحافهايشان. ايرانگرد گفت طبيعت دوستي و حيوان مدارايي شان ريشه در فرهنگ هندوستان دارد؛ پيدا بود كه آيين خوان و خوراك شان هم نسبتي با فرهنگ هند داشت. زيبايي اين مستند تنها در بكري طبيعت نبود بلكه در تصوير بي تفسير و بي سويه اي بود كه از فرهنگ بلوچ ارائه مي كرد. راستي سهم قوم و…

در مورد عوامل محيطي روزنامه نگاري ـ كردستان عراق و ايران

مقاله موانع رسانه هاي آزاد در وب سايت مدرسه همشهري در مورد شرايط لازم براي فعاليت رسانه هاي آزاد از نگاه روزنامه نگاران كردستان عراق برايم جالب بود، چراكه من هم در مورد عوامل محيطي بايسته جهت روزنامه نگاري توانمند كار كرده ام. گويي روزنامه نگاران كردستان عراق سخن از زبان روزنامه نگاران ايراني گفته اند. آسيب هاي ناشي از فضاي اقتصاد دولتي حاكم بر فضاي كسب و كار روزنامه نگاري مورد توجه و تاكيد روزنامه نگاران ايراني بود. اينكه مالكيت هاي دولتي بر حرفه تاثير مخرب داشته است. گويي اين درد مشترك است اما راه گريز از آن بهشت انگاري رسانه هاي خصوصي نيست چون وقتي پاي صحبت برخي روزنامه نگاران روزنامه هاي خصوصي نشستم دل پري داشتند. براي نمونه آنها مي گفتند مديران روزنامه هاي خصوصي در مواقعي كه مي فروشند هم حقوق بيشتري پرداخت نمي كنند. در واقع، مالكيت خصوصي وقتي معنا دارد كه بستر قانوني و…

ویراستاری کتاب روزنامه نگاری شهروندی و دموکراسی

اجتماعي شدن خبر در عصر رسانه هاي جديد يکي از مهمترين سوژه هاي تحقيقي در حوزه خبر است. چيزي که صنعت خبر را متاثر کرده و آنرا وارد مرزهاي تازه اي ساخته است. به قول هرميدا حالا خبر ما را همچون هوايي که تنفس مي کنيم در بر گرفته است. این فراگیری تولید و دسترسی همه جایی و همه زمانی به آخرین اخبار، حالا نسبت نویی از روزنامه نگاری و دموکراسی درانداخته است. کتاب روزنامه نگاري شهروندي و دموکراسي، حاصل گزينش مقالاتي است دست اول که دوست عزیزم محمود سلطان آبادی ترجمه کرده است. ويراستاري اين مقالات، کلاس درسي پربار براي من بودند : ۱ـ «اجتماعی‌شدن خبر، روزنامه‌نگاری شهروندی و دموکراسی» اثر لوک گود، استاد رسانه‌های جدید دانشگاه اوکلند در نیوزیلند ۲ـ «شهروند پیام است: روش‌های جایگزین مشارکت مدنی»از زیزی پاپاچاریسی، استاد ارتباطات سیاسی و تکنولوژی‌های جدید در دانشگاه ایلینوی شیکاگو ۳ـ «تولید روزنامه‌نگاری شهروندی یا تولید روزنامه‌نگاری برای شهروندان:…

اطلاع سرگرمی: سوژه ای داغ برای تحقیق

یکی از گرایش های جدی و جهانی در عرصه خبر تلویزیونی تمایل رو به رشد به اطلاع سرگرمی است. چیزی که ذهنیت جدی کلیشه ای نسبت به خبر را شکسته است و طرح تازه ای از اطلاع رسانی را درانداخته است. وقتی مقاله «خبر تلویزیونی در عصر جهانی اطلاع سرگرمی» را برای انتشارات ثانیه ترجمه کردم به این مهم علاقه مند شدم و بیشتر در مورد این سبک نوظهور جستجو کردم. اگر کسی در این زمینه کار می کند خوشحال می شوم تبادل اطلاعات داشته باشیم. این مقاله از مجموعه مقالاتی است که انتشارات ثانیه از نویسندگانی خبره و شهره منتشر کرده است. کتاب خبر و روزنامه نگاری در عصر دیجیتال ـ خبر آنلاین انتشارات ثانیه کتاب خبر و روزنامه نگاری در عصر دیجیتال ـ همشهری                  

دیده بانان بی صداـ در حاشیه جشنواره مطبوعات

جشنواره مطبوعات امسال برای من بسیار متفاوت، آموختنی و ثمربخش بود چرا که توانستم دو پرسشنامه ۶۰ سوالی را میان روزنامه نگاران توزیع کنم و در رابطه آن با روزنامه نگاران روزنامه های مختلف و نیز چند مدیر مسئول صحبت کنم. غرفه انتشارات ثانیه، محل درنگ و البته مجالی بود برای همنشینی با جناب دکتر توکلی و محمود سلطان آبادی عزیز. جناب ناصر بزرگمهر را که سالها دورادور خدمتشان ارادت داشتم، خوشبختانه در این روزها که تقریباً هر روز به جشنواره می رفتم ملاقات کردم. همینطور جناب میرزاخانی سردبیر محترم روزنامه دنیای اقتصاد و … همچنین از روزنامه های مختلف دوستان تازه ای یافتم و از گفتگوی با آنها به نکات جالبی رسیدم که انشالله به مرور و در قالب یادداشت و یا مقاله آنها را منعکس خواهم کرد. چیزی در طبیعت حرفه روزنامه نگاری هست که آنرا متفاوت می کند. مثلاً روزنامه نگاری می گفت اگر به من حقوق…

اولین نشست از سری نشست های ثبت تاریخ شفاهی روزنامه نگاری ایران برگزار شد

دیروز وقتی خبر این نشست را در گوگل پلاس دیدم هیجان زده شدم: ساعت ۴ در کتابخانه ملی، بهروز بهزادی این روزنامه نگار پیشکسوت قرار است از خاطرات روزنامه نگاریش بگوید. نیک می دانستم که از این مرور خاطرات درس های زیادی می توان آموخت. در  این نشست از هیجان ها و مخاطرات روزنامه نگاری حوادث، دشواری های اطلاع رسانی در دهه های گذشته، اهمیت گرافیک و … یاد گرفتم. از جمله اینکه جناب بهزادی فرمودند سردبیر لازم است در کنار دیگر چیزها، دو چیز بلد باشد یکی اینکه زبان {انگلیسی} بلد باشد و دوم اینکه با گرافیک آشنا باشد. می گفتند من در مورد صفحه بندی صفحه یک با صفحه بند صحبت می کردم و نظر داشتم و گاهی متناسب با گرافیکی که به نظرم خوب بوده، تیتر را هم تغییر می دادم و تعداد کلماتش را کم و زیاد می کردم. ایشان از خاطراتشان در روزنامه های اطلاعات،…