به مناسبت ۱۴ خرداد

  من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم / چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم / همچو منصور خریدار سر دار شدم غم دلدار فكنده است به جانم، شررى / كه به جان آمدم و شهره بازار شدم درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز / كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم جامه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم / خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد / از دم رند مى آلوده مددكار شدم بگذارید كه از بتكده یادى بكنم / من كه با دست بت میكده بیدار شدم  

مرا ببر به زمانه اي ديگر

بيا مرا ببر اي عشق با خودت به سفر مرا ز خويش بگير و مرا ز خويش ببر دلم ز دست زمانه به تنگ آمد مرا ببر به زمين و زمانه اي ديگر