سنگهاي بسته به نفع هيچكس نيست

رسانه ها در كشور سوئد كه در سطح بالاي رفاه اجتماعي و نظم سياسي آن ترديد نيست، همواره يكي از مثال هاي قدرت و نقش رسانه ها در خدمت به رفاه و نظم به شمار مي روند. چندي پيش رسانه اي محلي تخلفي در يك شهرداري را افشا كرده بود و وقتي رسانه ها متوجه شدند كه شهردار در پي فشار به رسانه برآمده تا منبع افشاي تخلف را جويا شود همه رسانه ها يكصدا شدند كه اگر اين اعتراض و فشار يك مسئول تقبيح نشود، ديگر رسانه ها نمي توانند مدافع نظم و ناظر صداقت باشند. «حوادث» روز يكشنبه مجلس كه از آن به يكشنبه «سياه» مجلس و دولت تعبير شد مرا به ياد حكايت «سگهاي رها و سنگهاي بسته» حضرت سعدي انداخت. اين روزنامه ها كه ما داريم در حقيقت همان سنگهاي بسته اي هستند كه در بستر جامعه برد و برشي ندارند و قضاوت عمومي را رقم…

خداحافظ لنین

«خداحافظ لنین» فیلمی تقریباً قدیمی است، ۲۰۰۳ آلمان. اما درسی است در ارتباطات و تاثیرات رسانه. رسانه در کمونیسم. آنگونه که بود و باید می بود! نکته های سیاسی هم کم ندارد. زبان آلمانی است اما زیرنویس انگلیسی دارد. داستان جوانی است به نام الکساندر در آلمان شرقی و ماجرا از سال ۱۹۸۹ شروع می شود و تظاهرات مردم علیه کمونیسم. الکساندر دستگیر می شود و مادرش که شاهد خشونت ماموران پلیس علیه مردم و دستگیری پسرش است دچار حمله قلبی می شود و به کما می رود. او چند ماه در کما می ماند و نابودی سیستمی که همه عمر با آن بزرگ شده و ارزش های آن را باور کرده را نمی بیند. سقوط دیوار برلین را تجربه نمی کند و خبر از ایجاد آلمان فدرال و ظهور ارزش های تازه ندارد. وقتی بعد از هشت ماه، معجزه آسا به هوش می آید، وضعیت نابسامانی دارد و نباید…

شاهکاری از محمد اصفهانی

ترانه ای گوش کردم امشب که مرا برد به باغ پر احساس آدم بودن که چه بسیار؛ بسیار از ما دور می شود، افسوس. دیدی گاهی چیزی دست می برد در وجودت و تو را به خودت نشان می دهد. حرفی که تو هستی و با «از دل برآمدن» توصیف می شود. قصه ای که «قصه آدم ها»ست و چون آدمیت تقدیر می شود. این همان هنر به معنای واقعی است و این ترانه از این جنس است. امیدوارم محمد اصفهانی لئونارد کوهن ما بشود: بهشت از دست آدم رفت، از اون روزی که گندم خورد ببین چی میشه اون کس که، یه جو از حق مردم خورد کسایی که تو این دنیا، حساب مارو پیچیدن یه روزی هرکسی باشن، حساباشونو پس می دن عبادت از سر وحشت، واسه عاشق عبادت نیست پرستش راه تسکینه، پرستیدن تجارت نیست سر آزادگی مردن، ته دلداگی می شه یه وقتایی تمام دین، همین…

باز هم پايان دنيا و اين بازار عجيب عقيده ها

«پايان دنيا» اصطلاح داغ اين روزها، نه براي اولين بار است كه مطرح مي شود و نه اينبار قرار است براي هميشه پايان پذيرد. ايده ها هم با توجه به نياز و بازار توليد مي شوند. ايده پايان دنيا هم از آن دست ايده هايي است كه هميشه هست به همين دليل ساده كه بازار دارد و به نيازهايي پاسخ مي دهد. نياز رواني آنها كه مي خواهند از دنيا انتقام بگيرند و منتظر نابودي همه چيز هستند! نياز مالي آنها كه ماشين تبليغاتشان مي خواهد بابت «خريد توجه» پول جمع كند و انبوه درهمي از نيازهاي متنوع و پيچيده. براي مثال پناهگاه هاي بزرگ و پيشرفته استالين كه در زمان جنگ سرد و رقابت هاي اتمي دو ابرقدرت زمان و با صرف هزينه اي كلان ساخته شده بود، تبليغات زيادي براي حفظ جان شهروندان در پايان دنيا انجام مي دهد. خبرنگاري از يكي از مسئولين اين پناهگاه كه حالا…

کره شمالي برنامه هسته اي دارد، ولي کره جنوبي رسانه دارد

نيويورك تايمز امروز مقاله اي دارد كه نقل قولي در آن است كه براي ما فوق العاده مي تواند درس آموز باشد. ماجرا از اين قرار است كه جانگ جين سونگ شاعر و مداح دربار رهبر سابق و اسطوره اي کره شمالي يعني کيم جونگ ايل كه در سال ۲۰۰۴ موفق به فرار از اين كشور و پناهنده شدن به كره جنوبي شده است همه زندگي اش شده شعر سرودن در مورد وضعيت مردم در كره شمالي. كشوري منزوي و فقير و محصور در يك ايدئولوژي ماركسيستي. شعرهاي او حكايت كوچه پس كوچه هاي تلخ خاطراتش در كره شمالي است. اين شاعر کره اي گفته:« زندگي مردم کره شمالي زندگي نيست بلکه تحمل زندگي است.» جانگ حالا در جشنواره جهاني شعر در لندن حضور دارد. جمله اي كه در اين گزارش برايم خيلي جالب و جذاب بود و مرا به نوشتن اين پست واداشت اين جمله اوست : « کره…

تقديم با آرزوها

معمولاً يكي از صفحات ابتدايي كتابها صفحه اي است كه در آن نويسنده يا مترجم اثرش را تقديم مي كند به پدر مادر استاد يا همسرش. گاهي اين تقديم ها در حد يك جمله و گاهي آنقدر دلي كه گويي يك قطعه ادبي اند. دکتر محمود سریع القلم استاد علوم سیاسی در صفحه تقديمي كتاب اخيرشان «اقتدار گرائی ایرانی در عهد قاجار» اين كتاب را به ايرانيان زير ده سال تقديم كرده اند به اين اميد كه آنان فرهنگي كه از عهد قاجار تا كنون، اقتدارگرايي را بازتوليد مي كند نداشته باشند: «تقدیم به ایرانیان زیر ده سال، که در آینده برای کسب ثروت، به نهاد دولت نزدیک نخواهند شد! برای افزایش قدرت کشور، ثروت تولید خواهند کرد؛  ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد. از فرهنگ واکنش های سریع به خویشتن داری، ارتقاء فرهنگی پیدا خواهند کرد. از فرهنگ شفاهی و غیر دقیق به فرهنگ…

شعر دوستي در سوگ مادر

دوست شاعر و همكار سابقم در مركز تحقيقات همشهري، آقاي كفايي در سوگ مادرش شعري سروده كه حيفم آمد اين شعر زيبا و پر احساس را با شما تسهيم نكنم:   دل عجب در سينه من بي قراري مي‌كند/ديده‌ام مي‌گريد و شب زنده داري مي‌كند چهره زيباي مادر در نقاب خاك خفت/بي سبب ديگر دلم چشم انتظاري مي كند جاي جاي خانه را سر مي كشم ديوانه وار/خانه ويران و پدر ويرانه داري مي كند ما همه، جمعي به او وابسته و او بي نياز/چرخ گردون را ببين، وارونه كاري مي‌كند ناگهاني رفت و جز غم كامي از دنيا نديد/كار اين دنيا عجب بي اعتباري مي كند فرودين، امسال رنگ آخر پاييز داشت/اين بهار محنت افزا، كي بهاري مي‌كند نام سبزش يادگار خطه گيلان زمين/آسمان هم در عزايش گريه زاري مي كند در رثاي مادرم، شعري چنين، لايق نبود/در غمش كلك ((كفايي)) سوگواري مي كند