فندقي در كوه

مكه يك شهر معمولي نيست. بوي دود و دروغ نمي دهد. جا به جا كوه را كنده اند و در دلش فندقي كاشته اند* براي مسافراني كه به وطن شان مي آيند. چه مكه وطن همه است. خانه دلهاست. اين را وقتي مي فهمي كه در مسجد الحرام نشسته باشي با لباس احرام و خيره به خانه اش، خراب شده باشي. اين تجربه  را اگر نكرده اي، عجيب خانه اي است، برايت عبارتي مي شود كليشه اي، سرد و خالي؛ از آن دست عبارت هاي هر روزه بي مزه ديني كه به مثل نصيحت از بعضي ها مثل خمير دندان در مي آيد و حالت را بهم مي زند. بايد تجربه كرد، نه، بايد به تجربه نشست، نه، بايد اين به تجربه نشستن را گريست، نه، نه، و همه اين ها همه هست و بيش از اينهاست.   تجربه احساس بهشت كم تجربه اي نيست. خوش به حال مجربين اين…

یادی از سفر اولم

بر سر آن بودم كه گر ز حوصله برآيد چيزي بنويسم از سفر به خانه خدا كه الحق عجيب خانه اي است. به خدا كه خدايي بايدش خواند.نه آنقدر هست كه بزرگ بتوانيش خواند و نه چنان در نظر آيد كه بگويي كوچك است. نه جديد ساز است كه مدرن باشد و نه از مد افتاده است.قصري بزرگ نيست اما شكوهي شيرين دارد.به غايت ساده است اما جلالي ستودني دارد.اينها تعارف نيست بايد باشي تا حس كني همين.بايد ببيني وحظ كني وقتي همه ازهر جاي دنيا كه فكرش را بكني فيليپين و مراكش و انگليس و مغولستان و پاكستان آمريكا آفريقا از همه رنگ و ن‍ژاد و زبان و چه و چه چطور انجا همزبان مي شوند و همدل.انگار براي لحظه اي كنار مي رود منيت ها رنگها و تفاوتها. همه لبيك گويان همه به يكسو همه ذاكر به يك واحد.يكي از روي كاغذي مي خواند يكي در دل آن يكي…

روز معلم مبارک

اين گل را تقدیم مي كنم به پدرم که نزدیک به چهل سال است عاشقانه معلم است و به همه معلم هايم و دوستانم كه معلمند و همه آنها كه بیش از هر کس برای معلم احترام قائلند.   افتخار زندگي ام اين است كه پدرم معلم است و همیشه معلمی برایم ارزش بوده است و هميشه معلم ها را چنان دوست داشته ام که گويي هر بار پدرم را در كلاس مي يافتم. معلمي به گمانم شريفترين شغلي است كه يك انسان مي تواند داشته باشد. بگذريم كه در اين دوران، درست كه فكرش را بكني، این حرفه هم مثل روزنامه نگاري يك سوء تفاهم است. وقتي روح پرسشگري منكوب مي شود به هزار نام و در فرهنگي كه همه تاريخش زير استبداد بوده است براي نپرسيدن هزار دليل وجود دارد از تقيه و نجابت كردن و … وقتي دانش آموز و دانشجو به هزار دليل روشن انگيزه دانستن ندارد…