روز وبلاگ مبارك

سلامت باشد دكتر گيويان هر جا هست. او بود كه اول بار مرا تشويق كه تكليف به وبلاگ نويسي كرد، و من نوشتم و نوشتن عادتم شد. البته با نوشتن بيگانه نبودم. از همان سالهاي نخست دانشجويي داستان مي نوشتم و اولين داستانم در مجله اطلاعات هفتگي به صورت پاورقي چاپ شد و بعد داستان هاي كوتاهم و يادداشت هايم در هفته نامه اميدجوان و … اما وبلاگ حس و روح ديگري دارد. ردپاي درون در اوست گاهي. لزومي ندارد فكر كني آقاي سردبير خوشش مي آيد يا نه. مي داني كه هركسي مي تواند از كوچك و بزرگ خواننده آن باشد. خوانندگان محصور در جغرافيا و مخاطب خاص فلان نشريه نيستند. همان سالهاي نخست يادداشتي زيبا از جناب ناصر بزرگمهر دريافت كردم كه با بزرگي از كوتاه نوشته هايم تمجيد كرده بودند، آن حس شيرين هنوز يادم هست. حالا اما نوشتن سخت شده است. يادم هست اوايل به تهران…