کرونا و روزنامه نگاری

کرونا روح روزنامه‌نگاری را جان تازه ای بخشید. روزنامه‌نگاری امری عمیقاً انسانی و از جنس گفتگوست و دغدغه کشف و بیان حقیقت دارد و اخبار کرونا رویدادهایی عمیقا انسانی اند و جهانشمول با تبعات گسترده‌ای در سیاست، اقتصاد و اجتماع. سازمان بهداشت جهانی دومین مساله جهانی بعد از کرونا را اینفودمیک (infodemic) نامیده است: انبوه درهمی از اطلاعاتی درست و دروغ که مردم را سردرگم می کنند؛ و اینجاست که روزنامه‌نگاری تنها پاسخ است. از همین روست که میزان مصرف خبری به طور قابل توجهی افزایش یافته است. ضرورت به‌روز کردن اطلاعات موثق در مورد اخبار سلامت، مردم را بیش از گذشته برای گرفتن اخبار صحیح و رسمی به رسانه های خبری متوجه کرده است و لذا اعتماد به برندهای خبری رسمی افزایش یافته است. مخاطبی که برای گرفتن اخبار منتظر بخش های خبری نمی ماند و عمدتاً از تلویزیون برای برنامه های سرگرمی، گزارش رویدادهای ورزشی و سریال‌‌های جذاب…

ساخت درونی قدرت در گرو مساله روزنامه نگاری و دموکراسی است

درباره روزنامه نگاری، مسئولیت ها و آرمان ها، نقش و قدرتش در جامعه و جایگاه و حقوق روزنامه نگار و … جسته و گریخته بحثی در می گیرد و بعضاً تعارفاتی و آرمان هایی مطرح می شوند. واقعیت این است که بر خلاف مغرب زمین که بسیاری از روزنامه ها محصول همت فردی به انگیزه کسب درامد بوده است و بعدها به دلایل پیچیدگی های محیطی مالکیت و مدیریت خانوادگی جای خود را به مدیریت حرفه ای داده است و ارزش ها و مفاهیم کلیدی این حرفه در بستر ارزش هایی مثل جامعه مدنی و پاسخگو بودن مسئولان دولتی و … شکل گرفته است؛ در جامعه امروز ما امتیاز روزنامه رانتی است که به برخی داده شده است و این افراد صفحه یک را برای از دست ندادن امتیازات و البته گرفتن امتیازات بیشتر به منابع آگهی دهنده می فروشند و گروهی جوان استخدام می کنند که به هر دلیلی…

رسانه هاي اجتماعي و استراتژي هاي نوظهور رسانه هاي جريان اصلي

در شماره اخير (۱۰۱ ، زمستان ۹۴) فصلنامه رسانه مقاله اي دارم با عنوان «رسانه هاي اجتماعي و استراتژي‌هاي نوظهور رسانه هاي جريان اصلي (با تاکيد بر تلويزيون)» كه مقاله اي توصيفي است در خصوص تحولات پرشتاب و پيچيده در صنعت خبر. چكيده مقاله: در اين مقاله توصيفي، کوشيده ام جايگاه رو به رشد رسانه هاي اجتماعي را در صنعت خبر مورد توجه قرار دهم. از اين رو، برخي از استراتژي هاي نوظهور سازمان‌هاي رسانه‌اي پيشرو جهان (بخصوص برندهاي تلويزيوني) را معرفي کرده‌ام. اين استراتژي ها بيانگر فضاي در حال ظهور کسب وکار سازمان‌هاي خبري هستند، و مي توانند تصويري به‌روز از فرايند تحولات صنعت خبر به خبرنگاران، محققان و به خصوص تصميم‌گيران و مديران موسسات رسانه اي قرار دهند. با مرور استراتژي هاي سازمان‌هاي خبري مطرح جهان مي توان به جرات گفت استراتژي‌ رسانه هاي اجتماعي به بخشي جدي و اجتناب ناپذير در مديريت سازمان هاي خبري تبديل شده…

فصلنامه‌اي براي توانمندسازي روزنامه نگاران ـ يادداشتم در فصلنامه رسانه ويژه جشنواره مطبوعات

فصلنامه‌اي براي توانمندسازي روزنامه نگاران اميد جهانشاهي روزنامه نگاري و دموکراسي روزنامه نگاري مردم را از رويدادها «مطلع» مي سازد و نسبت به چيستي و چرايي رويدادها «آگاهي» مي بخشد. از اين منظر آنچه به عنوان «واقعيت» مورد اجماع عمومي يا گروه‌ها و اجتماع‌هاي انساني مختلف قرار مي گيرد، محصول تفسيرها و تحليل هاي مشروع از سوي روزنامه نگاري است. اگر مهمترين نقش هاي روزنامه نگاري را پاسخ طلبي از مديران و سياستمداران نسبت به اقدامات و ديدگاه هايشان، آگاه کردن مردم نسبت به همه رويدادهايي که به نوعي جنبه عمومي دارند، برجسته کردن چالش هاي پيش رو و مسائل مهم عمومي، چک کردن فکت ها، حمايت از تنوع ديدگاه ها با ارائه تحليل هاي هر دو طرف رويداد و چشم بيدار و ياداوري کننده درس هاي تاريخي بدانيم؛ مي توان به روشني دريافت که روزنامه نگاري به معناي واقعي کلمه امري براي تحقق و تقويت دموکراسي است. چراکه دموکراسي…

بخشي از روزنامه نگاران: به كارمان افتخار مي كنيم اما از شرايط كاري راضي نيستيم

يكي از نتايج جالب رساله ام در مورد توانمندسازي روزنامه نگاران، نكته اي است كه فكر مي كنم با هيچ يك از تئوري هاي علمي نمي خواند و شايد خاص جامعه روزنامه نگاران ايران و نشان دهنده شرايط خاص جامعه ايراني باشد. و آن اينكه درصد قابل توجهي از روزنامه نگارن از نظر متغيرهاي رضايت شغلي از جمله حقوق و دستمزد و … نسبت شرايط حرفه خود گلايه مند بودند اما در عين حال درصدي از آنها به شغل خودشان «افتخار» مي كردند. اين داده ها در نگاه نخست توجيه نظري در مديريت ندارند. چطور ممكن است درصدي از «كاركنان» به متغيرهاي رضايت شغلي نمره هاي پايين دهند اما به شغلشان افتخار كنند. واقعيت اين است كه روزنامه نگاري هميشه و همه جا آيينه جامعه و شرايط سياسي اجتماعي آن است. اينكه برخي از روزنامه نگاران چه دركي از كار خود دارند و چه رسالتي براي كار خود قائلند كه…

در مورد عوامل محيطي روزنامه نگاري ـ كردستان عراق و ايران

مقاله موانع رسانه هاي آزاد در وب سايت مدرسه همشهري در مورد شرايط لازم براي فعاليت رسانه هاي آزاد از نگاه روزنامه نگاران كردستان عراق برايم جالب بود، چراكه من هم در مورد عوامل محيطي بايسته جهت روزنامه نگاري توانمند كار كرده ام. گويي روزنامه نگاران كردستان عراق سخن از زبان روزنامه نگاران ايراني گفته اند. آسيب هاي ناشي از فضاي اقتصاد دولتي حاكم بر فضاي كسب و كار روزنامه نگاري مورد توجه و تاكيد روزنامه نگاران ايراني بود. اينكه مالكيت هاي دولتي بر حرفه تاثير مخرب داشته است. گويي اين درد مشترك است اما راه گريز از آن بهشت انگاري رسانه هاي خصوصي نيست چون وقتي پاي صحبت برخي روزنامه نگاران روزنامه هاي خصوصي نشستم دل پري داشتند. براي نمونه آنها مي گفتند مديران روزنامه هاي خصوصي در مواقعي كه مي فروشند هم حقوق بيشتري پرداخت نمي كنند. در واقع، مالكيت خصوصي وقتي معنا دارد كه بستر قانوني و…

اطلاع سرگرمی: سوژه ای داغ برای تحقیق

یکی از گرایش های جدی و جهانی در عرصه خبر تلویزیونی تمایل رو به رشد به اطلاع سرگرمی است. چیزی که ذهنیت جدی کلیشه ای نسبت به خبر را شکسته است و طرح تازه ای از اطلاع رسانی را درانداخته است. وقتی مقاله «خبر تلویزیونی در عصر جهانی اطلاع سرگرمی» را برای انتشارات ثانیه ترجمه کردم به این مهم علاقه مند شدم و بیشتر در مورد این سبک نوظهور جستجو کردم. اگر کسی در این زمینه کار می کند خوشحال می شوم تبادل اطلاعات داشته باشیم. این مقاله از مجموعه مقالاتی است که انتشارات ثانیه از نویسندگانی خبره و شهره منتشر کرده است. کتاب خبر و روزنامه نگاری در عصر دیجیتال ـ خبر آنلاین انتشارات ثانیه کتاب خبر و روزنامه نگاری در عصر دیجیتال ـ همشهری                  

مصاحبه ای به بهانه ویراستاری کتاب روزنامه نگاری و رسانه های اجتماعی

شماره ۵۴ ماهنامه مدیریت ارتباطات پرونده ای به کتاب روزنامه نگاری و رسانه های اجتماعی اثر دوست عزیزم محمود سلطان آبادی اختصاص داده و به این بهانه با من به عنوان ویراستار نیز مصاحبه ای کرده است: ـ به نظر شما رسانه های اجتماعی در دوره کنونی تا چه میزان روزنامه نگاری را متحول کرده اند؟ ـ عصر ما را عصر رسانه هاي اجتماعي ناميده اند. البته نمي دانم تا چه حد مي توان گفت عصر «ما» اما به هرحال عصر حاضر را عصر رسانه هاي اجتماعي ناميده اند. اين فقط به اين معني نيست که ميزان کاربران اين رسانه ها زياد شده است، بلکه به معناي عصر برآمدن و در واقع غالب شدن الگوهاي ارتباطي جديدي است. عصري که در آن الگوهاي ارتباطي بالا به پايين و يک سويه رسانه هاي جريان اصلي يعني تلويزيون و روزنامه ها به تدريج دارد جاي خودش را مي دهد به الگوهاي ارتباطي…